۲۰ مهر ۱۳۹۱

یوری شگلووین(Yury Sheglovin)
http://hvylya.org/analytics/turtsiya-siriya-veroyatnost-voennogo-vtorzheniya.html

ترجمه و تحلیل: ا. م. شیری

 ترکیه- سوریه: احتمال تجاوز نظامی


 19مهر-  ۱۳۹۱


ضد سوریه، تأسیس ستاد ارتش باصطلاح آزاد سوریه در استانبول، ارسال گروههای تروریستی از مرز به سوریه، تلاش ۱۸ ماهه امریکا و متحدان غربی- عربی اش برای حمله نظامی به سوریه و بالاتر از همه تحریکات خصلتی کشورهای غربی برای شروع جنگها، مثلا، ترور ولیعد اطریش- مجار قبل از آغاز جنگ جهانی اول، حادثه به توپ بستن خاک آلمان از سوی لهستان قبل از جنگ جهانی دوم، حوادث خلیج تونکن پیش از شروع جنگ ویتنام و خلیج خوکها برای زمینه سازی لشکرکشی به کوبا، حوادث تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ واشینگتن و نیویورک برای شروع دور جدید جنگهای تروریستی- استعماری علیه افغانستان، عراق، لیبی، سوریه… و بسیاری حوادث مشابه دیگر نشان می دهند که این حادثه نیز باحتمال قریب به یقین، کار خود ترکیه بوده و هدف از آن، آماده سازی افکار عمومی برای حمله نظامی این کشور و متحدانش علیه سوریه می باشد. باضافه این، تحقیقات دولت سوریه نیز نشان می دهد که گلوله شلیک شده از جانب سوریه به خاک ترکیه، از نوع تسلیحات ناتو بوده، که سوریه نیز چنین سلاحهائی را در اختیار ندارد.

اما، این احتمال که سوریه با برنامه قبلی خاک ترکیه را هدف خمپاره قرار داده باشد، برابر صفر است. زیرا، چنین کاری صرفنظر از اینکه در چنین وضعیتهائی ممکن است واقعا هم اتفاق بیافتد، ولی امروز بهیچوجه به نفع سوریه نیست.
آخرین حوادث مرتبط با تبادل آتش توپخانه ای بین نیروهای مسلح ترکیه و سوریه، اغلب تحلیلگران را به اندیشیدن در باره احتمال حمله واحدهای ارتش ترکیه به سوریه بمنظور تأمین امنیت کشور از احتمال بمباران از طرف سوریه واداشته است. طبق برآورد ما، تهیه این سناریو، علل زیادی دارد.
جنبه اول عبارت از این است که ارتش ترکیه، که یقینا، در مجموع خود بسیار قدرتمندتر از ارتش وفادار به رئیس جمهور اسد است، مطقا خواستار تکرار سناریوی عراق نیست، و بخصوص اینکه سپر امنیتی هم در بخشی از قلمرو سوریه ایجاد کرده است. چنین اقدامی بدون قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، صرفنظر از هر گونه حمایت سیاسی از سوی متحدان ناتوئی آنکارا، در همه حال، از سوی همان سازمان ملل متحد بعنوان تجاوز بین المللی شناخته خواهد شد. افتادن تک گلوله های خمپاره به قلمرو ترکیه، گذشته از هر علتی که داشته باشد، نمی تواند بمعنی تهدید امنیت ترکیه قلمداد شود. اثبات رابطه تشدید فعالیت شبه نظامیان کرد در خاک ترکیه با موضع دمشق، برای طرف ترکیه، حتی بیشتر از آن، ربط دادن انفجارهای ترکیه و وجود اردوگاههای حزب کارگران کردستان در خاک سوریه با یک گره، بسیار دشوار خواهد بود.

در این حال، البته می توان برای حل وظایف کوتاه مدت به حملاتی همانطور که به عراق صورت می گیرد، دست زد ولی در این حالت هم یک لحظه حساس فرامی رسد. چنین سیاستی قطعا موجب روی آوردن اکثریت بخش در نوسان جمعیت کرد ساکن مناطق شمالی سوریه به طرف حزب کارگران کردستان خواهد گردید که بدون آن هم نفوذ بسیار زیاد در همین منطقه دارد. در چنین حالتی، عملا همه اپوزیسیون درگیر جنگ علیه رژیم دمشق از نظر جمعیت کرد، بمثابه وابستگان ارتش ترکیه تلقی خواهد شد و این بمعنی پایان همه تلاشهای مخالفان اسد برای جلب کردها بسوی خود خواهد بود. علاوه بر این، بخش بسیار بزرگی از «سنی های» ارتش سوریه با احتیاط به چنین تجاوزی واکنش نشان می دهند. اولویت اصل «تمامیت ارضی کشور» دائما به شعور سربازان و افسران ارتش سوریه رسوخ داده شده، آنها و همچنین، اکثریت جمعیت سوریه علیرغم تفاوتها در تعلقات دینی- مذهبی، این اصل را یک موضوع پوشالی تصور نمی کنند. دقیقا به همین صورت هم، بخش قابل ملاحظه نخبگان روشنفکر کشور با هر گونه تجاوز نظامی خارجی قاطعانه مخالفند.

جنبه دوم، عدم آمادگی متحدان ناتوئی، و، پیش از همه واشینگتن، برای سناریوی دخالت آشکار نظامی در مناقشه سوریه می باشد. اما «سناریوی سپر» هم در واقع، یک پوشش برای تجاوز نظامی است، چرا که حضور دائمی ارتش ترکیه در قلمرو سوریه، موجب درگیری های دائمی، تلفات اجتناب ناپذیر و اتخاذ تدابیر متقابل خواهد بود. ایالات متحده آمریکا در شرایط کنونی شرکای ترک خود را از هر گونه دخالت آشکار نظامی علیه سوریه منع می کند. این مسئله بیشتر با احتمال استفاده از تسلیحات شیمیائی از سوی بشار اسد در صورت تهدید مستقیم رژیم او بواسطه تجاوز احتمالی وابستگی دارد. یقینا این هم آنکارا را از مداخله نظامی گسترده باز خواهد داشت.

علاوه بر این، واشینگتن اثرات منفی واکنش فوق الذکر کردها، باضافه واکنش قاطع رهبر کردهای عراق، مسعود بارزانی را در نظر می گیرد و یقین می داند که در صورت حمله نظامی ترکیه، بارزانی به پشتیبانی خود از برادران سوری که قبلا هم بعمل می آورد، شدت خواهد بخشید. واشینگتن که خط اتحاد با اربیل را در پیش گرفته و شرکای ترک خود را هم با تحویل هواپیماهای بی سرنشین و بالگردهای تهاجمی «آپاچی» «تسکین» داده است، مطلقا راضی به برانگیختن چنین عکس العمل کردهای عراق نیست. آنکارا در صورت حمله نظامی به سوریه، عملا به تمام تلاشهای خود برای توافق با رهبری کردستان عراق «در باره حسن همجواری» نقطه پایان می گذارد. و این، در مقابل تشدید فعالیت شبه نظامیان حزب کارگران کردستان، پیش از همه و در بهترین حالت به اتخاذ «موضع بی طرفی» از سوی اربیل منجر خواهد گردید. در چنین شرایطی، ترکیه باید بدون امیدواری به حمایت شرکای اروپائی خود در ناتو، به تنهائی بجنگد.
بدرستی همین تشدید فعالیت، یکی دیگر از آن جنبه هائی است که باید رهبری ترکیه را از دست زدن به حمله نظامی بازدارد. حمله نظامی به سوریه بطور عینی، باعث تضعیف قدرت نیروهای مسلح ترکیه در مبارزه با جدائی طلبان کرد، قبل از همه، در عراق خواهد گردید. در عین حال، همکاری با ایران، که از عملیات ضد تروریستی نیروهای مسلح ترکیه بشدت پشتیبانی می کند، در این عرصه نیز به حداقل خواهد رسید.
و البته، این اوضاع به نفع اپوزیسیون داخلی ترکیه است، که در همه حال از این موقعیت برای انتقاد از حاکمیت استفاده می کند. هر گونه بدتر شدن اوضاع که می تواند «طبق برنامه» پیش نرود، به تضعیف چشمگیر موقعیت شخص نخست وزیر و رهبر حزب حاکم عدالت و توسعه، رجب طیب اردوغان بیانجامد.

در چنین وضعیتی، بسنده کردن به گلوله باران اراضی سوریه با توپخانه سبک و غیرلازم شمردن مصوبه غیرالزام آور پارلمان ترکیه مبنی بر «اعطای مجور یک ساله برای عملیات برون مرزی به نیروهای مسلح»، محتمل ترین راه برای «حفظ چهره» می باشد…

تحلیل مترجم:

حادثه خمپاره اندازی ۳ اکتبر از خاک سوریه به ترکیه، به قتل پنج شهروند ترکیه منجر شد. همه شواهد و نشانه ها، اعم از وجود اردوگاههای آموزش تروریستهای ضدسوری در خاک ترکیه، تلاشهای مقامات درجه اول این کشور در همه نشستها و کنفرانسهای ضد سوریه، تأسیس ستاد ارتش باصطلاح آزاد سوریه در استانبول، ارسال گروههای تروریستی از مرز به سوریه، تلاش ۱۸ ماهه امریکا و متحدان غربی- عربی اش برای حمله نظامی به سوریه و بالاتر از همه تحریکات خصلتی کشورهای غربی برای شروع جنگها، مثلا، ترور ولیعد اطریش- مجار قبل از آغاز جنگ جهانی اول، حادثه به توپ بستن خاک آلمان از سوی لهستان قبل از جنگ جهانی دوم، حوادث خلیج تونکن پیش از شروع جنگ ویتنام و خلیج خوکها برای زمینه سازی لشکرکشی به کوبا، حوادث تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ واشینگتن و نیویورک برای شروع دور جدید جنگهای تروریستی- استعماری علیه افغانستان، عراق، لیبی، سوریه… و بسیاری حوادث مشابه دیگر نشان می دهند که این حادثه نیز باحتمال قریب به یقین، کار خود ترکیه بوده و هدف از آن، آماده سازی افکار عمومی برای حمله نظامی این کشور و متحدانش علیه سوریه می باشد. باضافه این، تحقیقات دولت سوریه نیز نشان می دهد که گلوله شلیک شده از جانب سوریه به خاک ترکیه، از نوع تسلیحات ناتو بوده، که سوریه نیز چنین سلاحهائی را در اختیار ندارد.

اما، این احتمال که سوریه با برنامه قبلی خاک ترکیه را هدف خمپاره قرار داده باشد، برابر صفر است. زیرا، چنین کاری صرفنظر از اینکه در چنین وضعیتهائی ممکن است واقعا هم اتفاق بیافتد، ولی امروز بهیچوجه به نفع سوریه نیست.
در چنین بستری، باید توجه داشت که دولت ترکیه حتی یک سال پیش امکان حمله نظامی به سوریه را مورد بررسی قرار داد و عملا، از مدتها پیش چنین حادثه ای را طراحی می کرد. سال گذشته زمانیکه ترکیه به اخراج جمعی مقامات عالیرتبه نیروهای مسلح دست زد و نخست وزیر کشور، رجب طیب اردوغان با فرماندهان ارشد نیروهای نظامی جلسه تشکیل داد، در برخی رسانه ها خبرهائی مبنی بر مخالفت رئیس ستاد اخراجی ارتش با حمله به سوریه انتشار یافت و بسیاری از تحلیلگران، مخالفت وی و همچنین، اغلب مقامات عالیرتبه نیروهای مسلح ترکیه با طرح نخست وزیر و وزیر خارجه، احمد داوود اوغلو برای حمله به سوریه را دلیل اخراج آنها دانستند.
این واقعیت که ترکیه از قبل برای حمله مسلحانه به سوریه آماده می شد، برای کمتر کسی ناروشن است. ترکیه از مدتها پیش، بخصوص، پس از ساقط شدن جنگنده ترکیه توسط پدافند هوائی سوریه در ماه ژوئیه گذشته، ارسال سلاحها و تجهیزات سنگین نظامی خود به مرزهای سوریه را آغاز کرده است.
همه اینها، باضافه حمله توپخانه ای به خاک سوریه بلافاصله پس از مصوبه ۴ اکتبر پارلمان ترکیه مبنی بر اعطای «مجوز یک ساله برای عملیات برون مرزی به نیروهای مسلح»، که به کشتار دهها پرسنل ارتش سوریه منجر گردید، حکایت از آن دارند که خود ترکیه با آگاهی و موافقت شرکای غربی اش، این عمل تحریک آمیز را برای توجیه حمله به سوریه طراحی و اجرا کرده است.







۱۲ مهر ۱۳۹۱


 

آگاهی وهشداربه هم میهنان وتمامی آزادگان جهان


 


برای امضا دادخواست ( Petition) اینجا کلیک  کنید

 

در سه دهه ی گذ شته تحولاتی در جهان به وقوع پیوسته است که اند یشمندان از آن به عنوان یک کاسه گی جهانی یا دوران گلوبالیزاسیون نام می برند. این تغییرات جهانشمول نه تنها به فروپاشی نظام پس از جنگ جهانی دوم به سرکردگی امپریالیزم آمریکا پایان داد، بل خودِ آمریکا را نیز به تدریج از قدرقدرتی انداخت و هژمونی آن را در عرصه‌ی جهانی ساقط کرد. به‌عبارت دیگر، دنیائی که به دوران آمریکا معروف بود از درون متلاشی شد، و در مرحله‌ای بالاتر از نظام سرمایه داری، از اواخر دهه ی 1970 شروع به رشد کرد. اما آمریکای زخم خورده و دوران باخته، به‌ویژه پس از فروپاشی شوروی (که یکی ازاثرات فروپاشی‌اش نیز جهانی شدن می‌باشد)، عرصه‌ی دوران انتقال را خالی دیده و در خیال خویش در صدد تصاحب جایگاهی هژمونیک در قرن بیست و یکم بر آمد. غافل از این که نه عقربه‌ی زمان هیچ‌گاه به عقب بر می گردد و نه این ساختار عینی و دوران جهانشمول به قهقرا می‌گراید. در این فرایند حساس تنها دو راه برای آمریکا باقی مانده بود: تسلیم به عینیت روزافزون جهان موجود و یا تلاش مذبوحانه برای بازگشت به گذشته. در این رابطه خوب است که به اشغال عراق وافغانستان و شکست مفتضحانه آمریکا در هر دو جبهه بنگریم تا بتوانیم به دلیل عینی دوران افول آمریکا پی ببریم. این شکست ها تنها شکست جنگی نیست؛ شکست آمریکا شکستی دورانی است که با این گونه عملیات جنایتکارانه حل نخواهد شد.

از سوی دیگر نبود هژمونی آمریکا در جهان، به ویژه در منطقه خاورمیانه، و فشارهای روزافزون مردم جهان بر اسرائیل در رابطه با توقف شهرک ‌سازی در مناطق اشغالی وحل مناقشه با مردم فلسطین، اسرائیل را برآن داشته که کماکان به‌دنبال دستاویزی ماهرانه برای شانه خالی کردن از برقرای صلحی پایدار، که بر اساس مصوبه‌ی 242 سازمان ملل متحد در ویژگی بازگشت به مرزهای پیش از جنگ 1967 با سرزمین‌های فلسطینی می باشد، بگردد.

در حالی که بلندپایه ترین مقامات نظامی و سیاسی آمریکا و اسرائیل از بی پایه بودن ادعاهای دولت نژاد پرست و فاشیستی اسرائیل کاملأ با خبرند، با این‌همه به اقتضای سیاست روز هر روز بیش از پیش بر طبل جنگ نواخته می‌شود و هم‌چنان بازار هیاهو و جو سازی برای حمله پیش‌گیرانه به ایران در بلندگوهای غرب داغ است.

با توجه به آنچه که در بالا گفته شد ما امضا کنندگان این نامه سرگشاده اعلام می‌کنیم:

1- ما با ساخت و انباشت و بازساخت هرگونه جنگ افراز کشتار جمعی و به‌ویژه از نوع اتمی آن به شدت مخالفیم و بر خلع سلاح کامل جهانی پای می‌فشریم و باورمندیم که که وجود این گونه سلاح‌های خونبار نه تنها صلح پایدار را برای مردم جهان به ارمغان نمی آورد، بلکه هستی بشریت را نیز در خطر نابودی قرار خواهد داد .

2- ما این ادعا که " ایران اتمی تهدیدی برای اسرائیل و منطقه و آمریکا است " را یک شعار فرصت طلبانه سیاسی، فریب‌کارانه و دروغ و یک دغلبازی آشکار که خرد جمعی انسان‌ها را ناچیز می‌شمرد می‌دانیم و اعلام می‌کنیم کاملأ با جنگ مخالفیم و آن را مایه بر باد رفتن هستی صدها هزار ایرانی و نابودی زیرساختارهای اقتصادی ایران می‌انگاریم. بنابراین، آشکارا اعلام می‌کنیم که با هرگونه تجاوز و حمله به ایران مخالفیم و متجاوزان را جنایتکاران علیه بشریت دانسته و شایسته‌ی پیگرد بین‌المللی و محاکمه در دادگاه‌هائی نظیر دادگاه نورنبرگ می‌شماریم. تجاوز و حمله به ایران را درهر پوشش وهر دلیل و بهانه محکوم می‌کنیم.

3- ما کشورهائی را که به دلائل خاص مخالف یک ایران آزاد، مستقل و نیرومند هستند و به بهانه واهی اتمی شدن سرزمین مادری ما ، با برنامه‌ریزی حملات نظامی و سایراقدامات غیرانسانی دیگر، در خیال تجزیه‌ی مملکت ما روزشماری می‌کنند به شدت محکوم می‌کنیم.

4 - ما رژیم مستبد و ضد مردمی حاکم بر ایران را محکوم می‌کنیم و اقدامات ابلهانه و شعارهای بی‌مایه و توخالی و تحریک کننده این حاکمیت ارتجاعی را در راستای خواست دشمنان ایران ارزیابی می‌کنیم و بر این باوریم که کردارها و گفتارهای رهبران رژیم اسلامی به روشنی در راستای منافع دشمنان ایران است.

5- ما تمامی تحریم‌های اقتصادی و تهدیدهای نظامی را به سود سرکوب‌گران حاکم بر ایران می‌دانیم و بر این باوریم که نخستین قربانی این تحریم‌ها تنها زحمت‌کشان وتهی‌دستان میلیونی میهنمان می‌باشند که خود هم‌اینک بار سنگین ناداری را بیش از پیش بر گرده خود احساس می‌کنند. اگرنه ویژه‌خواران و دزدان چیره بر ثروت و اموال ملت ایران نه تنها آسیبی از این تحریم‌ها نخواهند دید، بل این چپاولگران که جنگ را از الطاف خفیه و طولانی شدن عمر رژیم جنایتکار اسلامی به حساب می‌آورند، بی‌گمان به‌غارت و چپاول خود خواهند افزود.

6- ما به مردم صلح‌دوست جهان اعلام می‌کنیم که هرگونه حمله نظامی به ایران، به طولانی‌ترشدن عمرحکومت ننگین جهل وجنون و خرافات ولایت فقیه و تحکیم سلطه آن برمردم ستم‌کشیده‌ی ما، و در نتیجه به‌عدم ثبات منطقه کمک خواهد کرد، عدم دخالت کشورهای دیگر، به ملت ما مجال می‌دهد که با سازمان‌یافتگی لازم، به سرنگونی حکومت اسلامی واستقرار یک نظام دمکراتیک و قانونمند اقدام کنند، واز جانشینی رژیم فعلی با دولتهای دست نشانده اجانب جلوبگیرند.

هدف ملت ما بنیان نهادن نظامی است که براساس احترام به حقوق وشخصیت انسانی و شرکت آحاد مردم ایران در سرنوشت خود وهم‌چنین رابطه‌ی مودت‌آمیز، با احترام متقابل به همه‌ی کشورهای جهان، شکل یافته باشد. در ایران به گواهی تاریخ دویست سال گذشته حمله به حریم کشورهای هم‌جوار هیچ‌گونه سابقه‌ای نداشته است. جنگ‌های ایران بیش‌تر دفاع از میهن بوده است تا حمله. ما بار دیگر، از همه‌ی آزادگان جهان و نهادهای دمکراتیک می‌خواهیم که به احترام حرمت و ارزش جان انسان‌ها و میثاق‌های حقوق بشری با همه‌ی توانشان در پیش‌گیری از فاجعه جنگ علیه ایران با مردم ما هم‌صدا شوند.

7 - ما همه‌ی کسانی را که با نام ایرانی یا غیر ایرانی دشمنان را به تجاوز به کشورمان دعوت و یا تشویق می‌کنند، جاده صاف کن کشتار سنگین ایرانیان و ویرانی جبران ناکردنی ایران می‌دانیم و آنان را خائن به ملت ایران و میهنمان اعلام می‌کنیم.

ما هم‌چنین نیروها و گروهائی را که به ایران حمله و یا قدرت‌های جهانی را به این کار دعوت کنند، با هر شناسنامه‌ای که دارا باشند دشمنان ملت ایران می‌دانیم.

8 - ما به اعضای سازمان ملل متحد هشدار می‌دهیم که تهدیدات حمله به ایران خلاف قوانین بین‌المللی است و آنان را مسئول تمام اتفاقات و وقایعی می‌دانیم که از غفلت و طفره رفتن از مسئولیت خطیر عضویت آنان در این سازمان سرچشمه می‌گیرد. در این میانه یک عضو سازمان ملل، عضو دیگر آن سازمان را به جنگ و ویرانی تهدید کرده است، اما هنوز هیچ کشوری از این جنگ‌طلبی بی‌آزرم که نمونه‌های آن را تنها در قرون وسطا می‌توان یافت، شکوه نمی‌کند. ما مواضع سیاستمداران دولت‌های پشتیبان اسرائیل را مبنی بر این که اسرائیل از حق «حمله پیش‌گیرانه» برخوردار است، را شدیدأ محکوم می‌کنیم، زیرا مواضعی جنگ‌افروزانه است. ما هم‌چنین برخورد دوگانه‌ی دبیرکل سازمان ملل را، که آن جمله‌های ادا شده از سوی حاکمان بر ایران را نفرت‌انگیز می‌خواند و آن‌ها را محکوم می‌کند، اما در برابر این‌همه تهدیدات بسیار خطرناک و تبه‌کاری آشکار علیه تمامیت ارضی ایران به سکوت بسنده می‌کند،

محکوم می کنیم.

 

نعمت آزرم ، سیروس بینا ، یونس پارسابناب ، محمد جعفری ، فضل اله روحانی ، حمید زنگنه ، منوچهر صالحی ، نورالدین غروی - محمد یوسف زاده

امضاهای درپی - حمید روشن ، محمد حسیبی ، پرتو نوری اعلا ، محمد برقعی ، سرژ آراکلی ، سعید سلطانپور، آمادور نویدی، فریبا صالح زاده ،احمد مشعوف، الهه شکرائی ، داریوش پویان، منوچهرفاضل، مسعود شب افروز ، بیژن آبادی

رسانه ها وسایتها - رادیو آزادگان ، رادیو ندا ، سایت چه بایدکرد ، سایت راه حل ، نشریه اشتراک ، سایت گلشن

پرسشهای خودرا میتوانید درآدرس زیرمطرح نمائید


 

۱۰ مهر ۱۳۹۱

نظری بر جنبش کارگری- اعتراضی در شرایط تعمیق بحران سرمایه داری


امروزه افکار عمومی بشری و کلیه اخبار و گزارشات رسانه های جمعی روی دو مسئله، روی دو معضل جدی، که آینده و بود و نبود نظام سرمایه داری را رقم خواهند زد، تمرکز یافته است: اولی- بحران ساختاری رو به تعمیق نظام سرمایه داری- امپریالیستی جهانی؛ دومی و به تبع آن، جنگها، تهاجمات و تجاوزات یکی بعد از دیگری امپریالیسم جهانی در شکل و هیبت تروریستی به خلقها و کشورهای مختلف جهان.

این، یک امر قانونمند و طبیعی است که بحران مالی- اقتصادی سرمایه داری نمی توانست و نمی تواند فقط در همین عرصه محدود بماند و عرصه های دیگر نظام را فرانگیرد. ساختار مالی- اقتصادی اروپا و آمریکا در گرداب رکود عمیقی گرفتار آمده است. طبق آخرین اخبار و گزارشهای آماری یورواستات، از ماه آوریل تا ژوئن سال جاری، رشد اقتصادی ۱۷ کشور ناحیه پولی یورو و بطورکلی، همه ۲۷ کشور عضو شورای اروپا به کمتر از ۲/ ۰ درصد سقوط کرده است. اقتصاد آمریکا نیز که بادعای بانک جهانی، بعبارت دیگر، انبار پول سارقان بین المللی، بزرگترین اقتصاد جهان شمرده می شود، میزان رشد تقریبا مشابهی را نشان می دهد. برآوردهای مقدماتی از ادامه سیر نزولی رشد اقتصادی پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری جهان در ماهها و سالهای آتی خبر می دهد. میزان بدهی خارجی آمریکا از ۱۵ تریلیون دلار و آلمان از ۲ و نیم تریلیون دلار فراتر رفته، اقتصاد فرانسه در طول ۹ ماه گذشته، حتی کمترین میزان رشد را نشان نمی دهد. همه اینها پیامدهای بسیار مخربی برای جامعه، نه تنها در حوزه کشورهای امپریالیستی، بلکه، در سراسر جهان به ارمغان آورده است. بیکاری و فقر عمومی فراگیر شده و دائما رو به فزونی می رود. در آمریکا تنها در اثر کسری تراز بارزگانی این کشور با چین، ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار فرصت شغلی از بین رفته است. شاخص بیکاری در آلمان، بزرگترین اقتصاد اروپا و ایالات متحده آمریکا از مرز ۱۲ درصد گذشته است. رشد دم افزون بیکاری در دیگر کشورهای سرمایه داری پیشرفته، مثل انگلستان، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا از این هم وخیم تر است. بیکاری در کشورهای کمتر توسعه یافته اروپائی مثل یونان، پرتقال، ایرلند و حتی ایتالیا که همگی در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفته اند، با چشم پوشی بر عدم انطباق آمارهای رسمی با واقعیتهای موجود، بالای ۲۵ درصد را نشان می دهد. بیش از نیمی از جوانان این کشورها جویای کارند. بیکاری در بخش شرقی اروپا، جنبه عمومی دارد و بدون احتساب مشاغل کاذبی مانند دستفروشی و فروشندگان دوره گرد، به بالاتر از ۶۰ درصد می رسد. به همین سبب هم، هیچ ارگانی خود را ملزم به ارائه آمار حتی ساختگی نمی داند. افزایش بیکاری، هیچ مفهوم دیگری جز افزایش فقر و کاهش مصرف کننده و تعمیق بحران ندارد.

در چنین شرایطی، که مدیران و گردانندگان نظام در چنگال بحرانهای شدید سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اخلاقی گرفتار آمده اند، برغم اجلاسها، دیدارها و گفتگوهای مستمر، قادر به تدوین هیچ برنامه راهبردی نیستند. دروغ، کلاشی، کلاهبرداری های لومپنانه و زورگیری به سیاست رسمی دولتها و مدیریت نظام مبدل شده است. آنها با پیروی از تز کودنانه «امروز را به فردا برسانیم تا ببینیم چه می شود»، ندانم کاری و ناتوانی خود و نظام را بنمایش می گذارند. اندوخته های ملی کشورها در خزانه های دولتی را دو دستی به بانکها و انبارهای پول سرمایه داران تقدیم کردند؛ هزاران موسسه و مرکز کار و تولید را به تعطیلی کشاندند و صدها هزار شاغلین آنها را به صفوف اردوی عظیم بیکاران روانه ساختند؛ به بهانه افزایش سن بازنشستگی، حقوق و مستمری بازنشستگان را به نفع بانکها مصادره کردند؛ حقوق و دستمزد شاغلان را تا حد ممکن پائین آوردند؛ تحت عنوان «ریاضت اقتصادی» دستاوردهای مبارزه و پیکار تاریخی کارگران و زحمتکشان در عرصه خدماتی اجتماعی و دیگر عرصه های زندگی را یکی بعد از دیگری پس گرفتند. هزینه تحصیل در مدارس و دانشگاهها را دو تا سه برابر افزیش دادند، تا ورشکستگی نظام بانکی جلوگیری کنند... با این وجود، چون چاره کار نیافتند و گرهی از انبوه معضلات و مشکلات اجتماعی باز نشد، سیاست کهنه جنگ و تجاوز علیه دیگر کشورها را بمنظور فعال سازی بازار اسلحه و یغمای ثروتهای ملی آنها در پیش گرفتند، اما راه خروج از بحران همچنان بسته ماند و سیر سعودی رکود و تنزل اقتصادی ماههای اخیر نشان می دهند، که نظام سرمایه داری جهانی هر چه بیشتر در باتلاق فرو می رود و موجب تشدید فقر، محرومیت و تباهی در جامعه و افزایش شدید فساد، رشوه خواری و خودسری در میان سران نظام گردیده است.

بدین ترتیب، پوسیدگی و کراهت نظام سرمایه داری بیش از پیش آشکار شده و گورکنان آن وارد میدان کارزار نهائی شده اند. دیگر کمتر کسی تردید می کند که هر دقیقه ادامه حیات سرمایه داری به بهای خون هزار- هزار انسان، به بهای استثمار و بردگی هر چه بربرمنشانه تر انسان تمام می شود.

هم از این رو، کارگران و زحمتکشان همه عرصه های فکری و دستی، این تولیدگران تمام نعمات و نیازهای مادی، فکری و معنوی انسان با شناخت و درک واقعیت های ناهنجاری که نظام سرمایه داری بر جهان تحمیل کرده است، امروز دیگر به نبردی پایانی، به رزمی سرنوشت ساز با نظم موجود برخاسته اند. آنها بموازات مبارزه علیه جنگها و تجاوزات امپریالیستی- استعماری و دفاع از صلح و امنیت جهانی، برای احقاق حقوق انسانی خویش و برای تأمین آینده مطمئن خود و نسلهای آینده بشری، به اعتصابات و اعتراضات گسترده دست زده اند. هم اکنون تقریبا تمام کشورهای جهان، اعتراضات و اعتصابات میلیونها انسان کار و زحمت را شاهد است. امواج عظیم اعتراضات و اعتصابات توده ای، درست بنیان و شالوده فرسوده نظام حاکم را هدف گرفته است. بر شماری حتی فهرست وار همه اعتراضات، اعتصابات کارگری، گروههای صنفی و سندیکایی گرچه خارج از حد ظرفیت این نوشتار است، ولی ذکر شماری از آنها، تصویر زنده و ملموسی از مبارزات توده های عظیم کار و زحمت را در مبارزه علیه نظام سرمایه داری بنمایش خواهد گذاشت.

طی همین ۹ ماه گذشته سال جاری میلادی جهان شاهد اعتصابات و اعتراضات گسترده کارکنان و شاغلان بخشهای مختلف تولیدی، صنعتی، اقتصادی و اجتماعی بوده است. از میان آنها، می توان به تجمعات اعتراضی و اعتصابات در پالایشگاه نفت آبادان، پتروشیمی، ساختمانی، دانشگاهها و موسسات آموزشی و به فقدان امنیت شغلی، تعویق در پرداخت دستمزدها، افزایش قیمت مسکن و هزینه سبد غذائی خانوارهای کارگری، در مخالفت با دستگیری فعلان سیاسی، کارگری، دانشجوئی و زنان در ایران؛ فعالان ضدسرمایه داری در فرانکفورت؛ کارکنان فرودگاهها و بخش هواپیمائی در بسیاری از کشورها از جمله در فرانکفورت آلمان؛ اجتماع فعالان ضدسرمایه داری موسوم به «اشغال فرانکفورت» در نزدیکی ساختمان بانک مرکزی اروپا و جنبش ۹۹ درصدیهای مشهور به «اشغال وال استریت» در آمریکا؛ اعتصاب و تظاهرات دانشجویان کانادا؛ اعتصاب پزشکان و شاغلان بهداشت و تندرستی و کارکنان راه آهن پرتقال؛ اعتصاب آتش نشانان، رفتگران مترو و رانندگان اتوبوس در لندن در هنگام مسابقات المپیک لندن؛ اعتصاب ۱۱ هزار معلم در استرالیا؛ اعتصاب گسترده کارکنان بخش خدمات عام المنفعه در آمریکا با شرکت ۱۸۰ هزار نفر؛ اعتراض تقریبا همه روزه مردم کره جنوبی علیه دولت سرمایه داری و انعقاد قراردادهای اسارت بار آن با آمریکا؛ اعتراض میلیونها فقیر علیه مشتی میلیاردر در هنگ کنگ؛ اعتصاب بیش از ۵ هزار نفر از معلمان در اردن؛ اعتصاب ۲۵۰۰ نفر از کارکنان متروی بوئنس آیرس، پایتخت آرژانتین؛ تظاهرات کارگران و کارکنان معادن شیلی؛ تظاهرات، اعتصابات و اعتراضات تقریبا همه روزه اقشار مختلف مردم یونان، ایتالیا، اسپانیا، از جمله، شرکت یک و نیم میلیون نفر از مردم اسپانیا در ۸۰ شهر این کشور در اعتراضات علیه سیاست «ریاضت اقتصادی» دولت؛ ادامه اعتصاب معدن کاران اسپانیا و بستن همه راهها به شمال کشور و همچنین، اعتراض کارکنان راه آهن اسپانیا به خصوصی سازی راه آهن که در صورت اجرای آن، ۱۰۰ هزار نفر از کارکنان آن از کار بیکار خواهند شد؛ اعتصاب معدن کاران آفریقای جنوبی که در اثر دخالت خشن پلیس، ۳۴ تن از آنان کشته و بیش از ۸۰ نفر زخمی شدند.

اگر چه همین موارد ذکر شده تمام ابعاد خیزشهای انقلابی علیه نظام سرمایه داری نشان نمی دهد، ولی گواه انکار ناپذیر وخامت هر چه بیشتر اوضاع مالی- اقتصادی نظام سرمایه داری در مقیاس جهانی و نشاندهنده عزم راسخ توده های کار و زحمت برای بزیر کشیدن آن است. این اوضاع و احوال شکی نیست که از یک سو، تشدید تنشها و تشنجات، تلاطمات و مناقشات سیاسی و تشتت فکری در بین مبارزان را در پی خواهد داشت و از دیگر سوی، دولتها را به تنگ تر کردن فضای پلیسی- امنیتی جامعه و تشدید سرکوب مبارزان وادار خواهد ساخت، ولی این هم از هم اکنون روشن است که کارگران و زحمتکشان متشکل در حزب طبقه کارگر، با مبارزه و پیکار آگاهانه، از میدان این رزم سرنوشت ساز پیروز بیرون خواهند آمد، زنجیرهای استثمار و بردگی را از دست و پای خود خواهند گسست و دفتر عمر سرمایه داری را برای همیشه خواهند بست.

نقل از توفان الکترونیکی شماره74 نشریه الکترونیکی حزب کارایران شهریورماه 1391 www.toufan.org



۲۹ شهریور ۱۳۹۱

اطلاعیه شماره 38 -
 پیام مشترک رضا شهابی و بهنام ابراهیم زاده به مناسبت اول مهر روز بازگشایی مدارس :

سومین مهر، بدون مهر پدری!

سال تحصیلی جدید در شرایطی آغاز می شود که 27 ماه از بهترین دوران عمرمان را دور از همکاران، هموطنان و کانون گرم خانواده آن هم به جرم تشکیل و عضویت در تشکل های کارگری برای دفاع از حقوق مسلم کارگران و آشنایی آنها با حقوق اولیه خود برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه سزاوار هر انسان، گرفتار زندان شده ایم.

دوستان و هموطنان!

فرزندان ما 27 ماه است از مهر پدری محروم اند، آنهم در سنینی که نیاز به مراقبت و رسیدگی و کمک و آموزش دارند. گرچه مادرانشان در همه حال در کنار آنها هستند ولی دوری پدر و مشکلات پیش رو ضربات جبران ناپذیری به آنها وارد کرده است.

فرزندان عزیز این مرز و بوم!

ما می دانیم که همه ی شما عزیزان در شرایط برابر زندگی نمی کنید و بخش زیادی از شما از نعمت پدر یا مادر یا از داشتن غذا و سرپناه کافی یا مدرسه و معلم مناسب محرومید، شماری از هم سن و سالهای شما به اجبار از تحصیل باز مانده اند. ما نیز به دلیل آزادی خواهی و برابری 27 ماه از عمرمان را پشت میله های زندان و به دور از خانواده و فرزندانمان به سر می بریم. در این سال تحصیلی فرزندان ما نیز به جز محرومیت های اقتصادی و تحصیل باید محرومیت از پدر را تجربه کنند، و با اضطراب، مثل شما به مدرسه رفته و در سر کلاس حاضر شوند. با این وصف ما نگران وضع زندگی همه شما عزیزان آینده ساز این مرز و بوم هستیم.

رفقا و هموطنان عزیز!

زنگ آغاز سال تحصیلی جدید، درس تغییر و پیام آزادی و برابری و امنیت را نوید می دهد، در این فصل که فاصله ها از میان رفته و دست ها مهربانانه همدیگر را می فشارند، باید امتحان نیکو پس داده و کارنامه درخشانی از خود بر جای بگذاریم. شاگرد خوب زمانه باشیم، از معلم تاریخ آموخته ایم که بعضی فرصت ها یگانه و تکرار ناپذیرند و برای قبولی در آزمون این فصل سخت باید با جسارت گزینه مقاومت را برگزید.

ما کارگران زندانی ضمن تبریک سال تحصیلی جدید به غنچه های نوشکفته، دانش آموزان، دانشجویان، معلمان و هنرجویان، ‌آزادی و پیشرفت در تحصیل و صعود به قله های بلند علم و دانش را آرزو می کنیم و به خانواده بزرگ جامعه کارگری و زحمتکش و تمام ایرانیان آزاده و شریف و سندیکاها و تشکل های کارگری، دانشجویی، زنان، پرستاران، فعالان مدنی و صلح جو و همه عزیزان و مادران داغ دیده و شخصیتهای مردمی از پشت دیوارهای زندان اوین با روحیه و اراده قوی و استوار شادباش می گوئیم.

زنده باد کارگر زنده باد آزادی و برابری

کارگر متحد همه چیز کارگر متفرق هیچ چیز

به امید پیروزی شما در راه ساختن جهانی عاری از جنگ و جهل و محرومیت

رضا شهابی- عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

(اسعد) بهنام ابراهیم زاده- عضو کمیته ی پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری

شهریور 91- زندان اوین


انتشار: کمیته دفاع از رضا شهابی - 29 شهریورماه ١٣٩١

شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از رضا شهابی، آقای محمود صالحی: ٠٩٣۵٧٣۵٣۴١٢

۱۷ شهریور ۱۳۹۱

                                      سرزمین اشغال شده فلسطین توسط عزرائیل



اخیرا کتابی تحت نام "در خطۀ حکمرانی اسرائیل" به قلم بهروز افراشته منتشر شده است. نویسنده این اثر را "به جماعتی که صد سال به نفرین تاریخی دچارند، عذاب دوزخین می کشند، رنج می برند، سرکوب می شوند، و هنوز می خندند و "مرحبا" می گویند" تقدیم کرده است. اینان هیچکس نیستند جز مردمان سرزمین اشغال شده فلسطین.

بهروز افراشته در پیشگفتار اثر خود در توضیح نگارش این سفرنامه می نویسد: "شاید می خواستم به وعده ای که دادم وفا کنم. در صفحات آینده خواهم گفت که روزی در آن دیار بلاخیز، زنی فلسطینی در را باز کرد که جلو خانه اش را جارو کند. به ما لبخندی زد و مرحبایی گفت و پس از گفت و گویی کوتاه، سفارش کرد" بروید به مملکت خودتان، هر چه در اینجا دیدید، در آنجا تعریف کنید، نه یک کلمه کمتر، نه یک کلمه بیشتر"

من در اینجا صفحاتی سیاه کردم، اما نتوانستم همه اش را بگویم. صد کلمه کمتر گفتم و دین خود را با او ادا نکردم، که جلوی خانه را جارو کرد و مرحبایی گفت. و من در شگفتی ام که آن مردمان می توانند هنوز لبخند زنند و "مرحبا" گویند.

کسی مرا به عنوان آدمی غمگین و افسرده نمی شناسد. اما وقتی آنجا را دیدم، با خود گفتم که اگر مرا به چنین روزگاری گرفتار کنند، بی درنگ به زندگیم پایان می بخشم. خودم سرم را زیر آب می کنم. شاید آن "بزرگوارانی" که مردم آن دیار را با چنین روزگاری گرفتار ساخته اند، از آن مردم همین را انتظار دارند.

چقدر به گوشمان فروکرده اند که اعراب آدم های زمختی هستند. با آدم دوستانه رفتار نمی کنند، آدم می کشند، تروریست اند، تمدن ندارند...

بیتشر ما ایرانیان، حتی مسلمانان دو آتشه، از اسلام و رژیم اسلامی دلِچرکین و خونین داریم. اما گناهش را به گردن اعراب می اندازیم. چرا آنگاه که یک "پاسدار انقلاب" و یا یک "بسیجی" با چاقو و چماق و شلاق... به جانمان افتاد، به خانه می آییم و ادعا می کنیم "عرب بود"، "لبنانی بود"، "حزب اللهی" بود؟ چنان که اگر شکم همسایه را سفره کرد، بی درنگ ادعا می کنیم "افغانی بود"؟

امروز اگر کم آبی، و کم نانی و بی نوایی و گرانی هست، می گویند برای این است که پولش را به فلسطینی ها می دهند. کم کم حق است کاسه کوزه همه نابسامانی ها را بر سر فلسطینی شکست. کم باوران نیز باورت می کنند.
جهان خواران آن سر دنیا چنین به گوشمان فرو می کنند. چرا خودمان به گوشمان فرو نکنیم؟

می گویند فرهنگ بالایی ها به پائینی ها سرایت می کند. آنها می دانند چرا به گوشمان فرو می کنند، و ما نمی دانیم چرا پذیرایش هستیم. خصومت ایرانی و عرب و ترک برای آنان سودمند است. مگر نگفتند که اگر آب را گل آلود کنی ، آسان تر ماهی می گیری؟

عرب ستیزی، عرب هراسی نشانه ای از واماندگی است. آدم وامانده گناه واماندگی را به گردن دیگران می اندازد.
در این کنج جهانی که هستیم سرنوشت ما به سرنوشت اعراب گره خورده. هم ما بوی نفت می دهیم، هم آنان. بیاییم این حقیقت را بپذیریم. و بکوشیم با آنان، این گره کور را بگشائیم. دشمنی و خصومت میان آنان و ما کدام گره را می گشاید؟ این نفاق به سود کیست؟"
نویسنده دسیسه های استعمار جهانی را تشخیص داده است و نقش نفاق افکنانه ایرانیان نژادپرست را که همدست صهیونیسم و امپریالیسم هستند افشاء می کند. این ایرانی ها تنها سلطنت طلب آریائی نیستند، برخی از آنها نقاب "چپ" برچهره و زبان "انترناسیونالیست" در حلق دارند، و دلشان نزد نتانیاهوست. ایجاد نفرت میان ترک و عرب و ایرانی و فارس و... سیاست استعماری برای ایجاد نفاق و دشمنی در میان خلقهای منطقه و تجزیه میهن ما ایران است. عزارئیل دشمن همه خلقهای منطقه است و فلسطین دوست ما.

کتابی که از نظر خوانندگان می گذرد، محصول تلاش مسئولانه و کمونیستی رفیقی است، که با الهام از روحیه انترناسیونالیستی، خطر سفر به مناطق اشغالی فلسطین توسط صهیونیستهای نژادپرست اسرائیلی را، بخود خریده است و مصمم گشته با انتشار این اسناد به عنوان شاهد عینی بر تمام تبلیغات دروغین صهیونیستها در میان ایرانیان خط بطلان بکشد. این کتاب ادعانامه ای برضد جنایات سازمانیافته، صهیونیسم جهانی، به عنوان جریانی ضد انقلابی، ضد انسانی،ِ نژادپرستانه، و خطرناک برای بشریت است. این ادعانامه چهره کثیف مدافعان صهیونیسم، از جمله امپریالیستها را نیز افشاء می کند و نقش قاطع روشن گرانه ای پیرامون ماهیت جبهه ضد انقلاب جهانی دارد.



این سند در عین حال بر مبارزه مردم فلسطین که بیش از شصت سال است، مقاومت کرده و تسلیم نمی شوند، تکیه کرده روحیه مقاومت آنها را ستوده، و تلاش می کند، سد سانسور مطبوعات امپریالیستی-صهیونیستی در جهان را، در باره کشتار قومی و نابودی یک ملت، آنهم به چنین وضع فجیعی افشاء کند.
رفیق نویسنده با نگرشی علمی و واقعگرایانه و با روحیه ای سرشار از احساسات و عواطف انسانی و همبستگی انقلابی، با نثری زیبا و گیرا و روان، در قالب سفرنامه، به بررسی همه جانبۀ عملکرد صهیونیسم در سرزمینهای اشغالی فلسطین می پردازد، و به خوبی از عهدۀ انتقال این درک و احساس به خواننده خود بر آمده است.

حزب ما خواندن این اثر ارزنده را به همه هواداران و اعضاء و به همه جویندگان حقیقت و به همه ضد فاشیستها و ضد نژادپرستی توصیه می کند، زیرا آنرا در خدمت انسانیت، در خدمت مبارزه ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی مردم منطقه ارزیابی می نماید. حزب ما می داند که همبستگی با ملت فلسطین، در عین حال مبارزه با دشمنان مردم ایران است.


*****
بر گرفته ازتوفان شماره 150 شهریورماه 1391 سپتامبر 2012، ارگان مرکزی حزب کارایران
صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت. www.toufan.org
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل). toufan@toufan.org









۹ شهریور ۱۳۹۱

بمناسبت قتل عام تابستان و شهریور67


مردم برای محاکمه مسببین این فاجعه در دادگاه خلق ایران بیتابی میکنند


بیست وچهارمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی را پشت سر می گذاریم. در تابستان و شهریور 67، رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی به رهبری خمینی جلاد که پس از هشت سال جنگ خانمان سوز مجبور به سرکشیدن جام زهر گردید و رسماً شکست را پذیرفت، برای ارعاب و دوختن دهان مردم و تثبیت حاکمیت مافوق ارتجاعی خویش عفریت مرگ را بر بالای سر زندانیان به پرواز درآورد و با بیرحمی و شقاوتی غیرقابل توصیف هزاران انسان پر امید را در بیدادگاه اسلامی تیرباران و یا به دار آویخت. چنان حمام خونی به پا داشت که در تاریخ معاصر ایران کم نظیر است. رژیم بقای منحوس خویش را در پاکسازی زندانﻫﺎ از زندانیان سیاسی و سرکوب و ارعاب جامعه می دید و چنگال خونین خویش را بر گلوی مخالفین و همۀ آزادیخواهان فرو برد. خمینی خون آشام صریحاً فرمان داد:



» در تمام موارد فوق هر كس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش اعدام است. سريعاً دشمنان اسلام را نابود كنيد، در مورد رسيدگى به وضع پروندهﻫﺎ در هر صورت كه حكم سريع تر انجام گردد همان مورد نظر است.« (نقل از جواب به سؤال پسر خمینی)



دراین کشتارشوم، رفقا مهدی مهرعلیان(هاشم)،حجت آلیان(کیومرث)،فرهاد مهری پاشاکی از اعضای رزمندۀ حزب کار ایران (توفان) نیز هم چون خیل عظیمی از مبارزین دیگربه شهادت رسیدند. این رفقا جان تسلیم کردند اما تسلیم نشدند.خاوران سند جنایت تمامی دست اندرکاران نظام جمهوری اسلامی است و اصلاح طلبان از قدرت رانده شده که امروز در زندانی که خود دربنای آن نقش ایفا کردند، اسیرند و به پست وزارت خود در دردستگاه ولایت فقیه خمینی همچنان افتخار میکنند نیز دستشان به خون آزادیخواهان آغشته است و باید حساب پس دهند. مردم ایران مسببین قتل عام زندانیان سیاسی تابستان و شهریور 67، کشتار و سربه نیست کردن مبارزین آزادیخواه از آغاز روی کارآمدن ارتجاع اسلامی، چه در کردستان، چه در دانشگاهﻫﺎﻯ ایران، چه در ترکمن صحرا و... را هرگز نخواهند بخشید و برای محاکمۀ کل نظام جمهوری اسلامی در دادگاه خلق بیتابی می کنند.

در بیست وچهارمین سالگرد فاجعه تابستان و شهریور 67 یاد همه جانباختگان راه آزادی و عدالت اجتماعی را گرامی بداریم و آن را به سلاحی برای تشدید مبارزه و افشای بی امان رژیم اراذل و اوباش جمهوری اسلامی تبدیل کنیم.


در بیست و چهارمین سالگرد فاجعه تابستان وشهریور67 که میهن ما مورد تهدید وخطر تجاوز نظامی است و تحریمهای ضد بشری اقتصادی گلوی کارگران و زحمتکشان را میفشارد. باید هوشیار باشیم و اجازه ندهیم تا امپریالیست آمریکا و متحدینش از کشتار انقلابیون و مبارزین سیاسی در سالهای 60 و 67 و اشک تمساح ریختن برای جانباختگان راه آزادی بعنوان ابزار تبلیغاتی درجهت اهداف شومشان سود جویند وجنبش را به کجراه برند.

تریبونانال لندن که در قالب محاکمه سران رژیم بمناسبت کشتار سالهای 60 و 67 به معرکه گیری مشغول است و ازشفاف سازی سیاسی درمورد دریافت کمک مالی و تبلیغاتی از امپریالیستها طفره میرود واز موضع گیری درقبال تحریم اقتصادی و خطر تجاوز نظامی به ایران امتناع میورزد و به همکاری با آقای پیام اخوان که موافق بمباران و تجزیه یوگسلاوی و محاکمه میلوسویچ رئیس جمهور یوگسلاوی درتریبونال امپریالیستی هاگ بود وامروز نیز موافق تحریم اقتصادی ایران می باشد، مفتخر است نمی تواند مدافع صمیمی مبارزه علیه رژیم اسلامی و تشکیل دادگاه خلق باشد. نیروهائی که پایشان درمقابل تحریم و تجاوز نظامی به ایران می لنگدو فاقد صمیمیت مبارزاتی هستند نمی توانند اعتباری دربین مردم ایران کسب نمایند. آلودگی به امپریالیسم به کسی اعتبار نمی بخشد.

گرامی باد خاطره جانباختگان تابستان و شهریور 67!

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی بدست مردم ایران!

زنده باد سوسیالیسم این پرچم نجات بشریت!

حزب کارایران(توفان)

شهریور 1391

www.toufan.org

toufan@toufan.org



۲۳ مرداد ۱۳۹۱

پیام همدردی با هموطنان آذری

بلای آسمانی یا بلای زمینی؟



روز شنبه زمین‌ لرزه‌ای به بزرگی 2/۶ ریشتر در پنج استان ایران آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان و گیلان بوقوع پیوست و خانه های مردم را بشدت تکان داد. بنا بر گزارش‌های منتشر شده تاکنون این زلزله بیش از 300 کشته و 2500 تن مجروح بر جای گذاشته است. خبرها حاکیست که هزاران نفر بعد از زلزله شب گذشته هنوز جرات بازگشت به منزلشان را ندارند و در خیابانها آواره اند. ابعاد ویرانی ها بطور دقیق مشخص نیست، اما از ورای مطبوعات و رسانه های رسمی چنین بر می آید که این زمین لرزه همانند دیگر زمین لرزهای ایران خرابی و تخریب عظیمی ببار آورده است.

هیچ انسان شریفی نمی تواند از زلزله ای که در استان آذربایجان شرقی و غربی و سایر نقاط رخ داد و مردم میهن ما را سوگوار کرده است، در غم و اندوه فرو نرود. رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی این بار نیز این فاجعه را همچون فاجعه استان کرمان، زلزله بم کار خدا می داند که می خواهد مردم آذربایجان را آزمایش کند. عمال آنها در اینترنت می نویسند: "خدایا خودت به فریادشان برس"، اما بی توجه ای و طبیعی جلوه دادن این زلزله دردناک فرار از پاسخگویی به بلای زمینی است، که برای سراسر ایران نکبت بارتر و خانمانبراندازتر بوده و میلیونها مردم ایران را به گروگان گرفته است. با سرمایه گذاریهای مناسب و با برنامه ریزیهای دراز مدت و علمی می توان در مقابل زمین لرزه های اینچنینی ایستاد و ابعاد تلفات جانی و تخریب را به حداقل رساند. لیکن چنین سیاست پیشگیرانه ای از ماهیت رژیم دزد و دلال و جنایتکار جمهوری اسلامی نمی تراود و لذا هرچه کینه به رژیم افزون می شود به همان اندازه روحیه همدردی و همبستگی میان مردم ایران صرف نظر از هر قومیت و ملیتی که باشند تقویت می گردد. چه زیبا بود وقتی رفقای آذری، شمالی و اصفهانی، تهرانی، کُرد.... ما با دل و جان به یاری هموطنان زلزله زده بم شتافتند واز هیچ کوششی در کمک رسانی به مردم داغدیده استان کرمان دریغ نورزیدند. چنین روحیه همبستگی و یگانگی درمیان مردم ما ناقوس مرگ رژیم و همه دشمنان مردم ایران است

حزب کارایران(توفان) با اندوه فراوان زلزله هولناک پنج استان ایران را به بازماندگان داغدار قربانیان آن تسلیت می گوید و از صمیم قلب با آنها همدردی می نماید.

حزب ما از مردم ایران و سازمانها و نهاد های مترقی می خواهد که علیرغم تحریمهای جنایتکارانه امپریالیستها، به هرطریق ممکن به یاری زلزله زدگان بشتابند و از هیچ کوششی در کمک به آنها دریغ نورزند.

حزب کارایران(توفان)

یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۱
www.toufan.org
toufan@toufan.org