۱۲ تیر ۱۳۹۶

با درود فراوان
لطفا نشریات جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران و توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران تیرماه 1396 را ملاحظه فرمائید.
با احترام
www.toufan.org
 
 
 
 

۱۸ خرداد ۱۳۹۶

اطلاعیه حزب کارایران(توفان)


اطلاعیه حزب کارایران(توفان)

درمحکومیت حمله تروریستی جنایتکارانه  داعش درتهران

صبح روزچهارشنبه، ۱۷ خرداد ماه، ساعت ده وسی دقیقه چند فرد مهاجم با لباس زنانه از در ساختمان مراجعات نمایندگان مجلس وارد شده و به سمت نیروهای حفاظت تیراندازی  کرده ودقایقی  بعد نیز رسانه های داخلی از حمله انتحاری درمحل "مقبره خمینی" در جنوب شهر تهران خبردادند. این حملات طبق گزارشات رسمی کشور ۱۲ کشته وبیش از ۴۰ مجروح برجای  گذاشته است.  باند تبهکار حکومت اسلامی داعش مسئولیت این عمل تروریستی را بعهده گرفته است.

یکم اینکه حکومت اسلامی داعش وآنچه در منطقه جریان دارد، در سوریه وعراق و یمن وافغانستان.... مولود  امپریالیسم غرب به سرکردگی امپریالیسم آمریکا ومتحدینش عربستان سعودی است. تجزیه ممالک منطقه براساس منافع ومصالح صهیونیسم اسرائیل صورت میگیرد وجز این نیست.

 دوم اینکه عملیات تروریستی تهران نتیجه دیدار دونالد ترامپ با عربستان سعودی و قرارداد ۱۱۰ میلیارد دلاری با این کشور ، دامن زدن به تنش درمنطقه  بویژه بین عربستان وایران است. تنش میان عربستان وقطر بخاطر نزدیکی قطر با ایران و محاصره  اقتصادی این کشور نیز درهمین چهارچوب قابل تبیین است.

سوم اینکه حمله تروریستی به ایران سوای ماهیت نظام جمهوری اسلامی به قصد ایجاد آشوب و جنگ داخلی وتجزیه وکشتار وسلاخی مردم ایران صورت میگیرد و نمی تواند مورد تائید هیچ فرد و جریان مترقی ومیهندوستی باشد ، بشدت محکوم است و باید علیه آن ایستاد.

چهارم اینکه پاسخ جمهوری اسلامی درمقابل  توطئه خارجی  وسیاست تروریستی  امپریالیستی بی ثبات سازی  ایران ، سیاست بهره برداری ازاین اوضاع و تشدید سرکوب مردم  است وچنین سیاست ارتجاعی نمی تواند تامین کننده امنیت و ثبات وآرامش ومدنیت داخلی باشد. آزادی وآسایش مردم وصفوف متحد ویکپارچه آن ضامن پیروزی بر تروریسم ومزدوران رنگارنگ  امپریالیسم است.با عربده کشی و بگیر وببند داخلی وپایمال کردن ابتدایی ترین حقوق مردم نمی توان به جنگ اجانب ودشمنان مردم ایران رفت.

حزب کارایران(توفان) ضمن ابراز تسلیت به بازماندگان این حملات تروریستی، این اقدام کثیف وضد بشری را قویا محکوم میکند ومردم ایران را به اتحاد وایستادگی درمقابل  خطراتی که ایران را تهدید میکند فرا می خواند.

 

حزب کارایران(توفان)

چهارشنبه ۱۷ خرداد ماه ۱۳۹۶

www.toufan.org

 

 

 
با درود
لطفا نشریات جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران و توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران خرداد ماه 1396 را ملاحظه فرمائید
با احترام
 
 
 
در شماره 131 توفان الکترونیکی
مطالب زیر را می خوانید:
 
در این شماره می‌خوانید

۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶

چرا تحریم؟


چرا تحریم؟

اطلاعیه حزب کارایران(توفان) پیرامون انتخابات تقلبی ریاست جمهوری اسلامی


باردیگر نمایش مسخره دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی برگزار می­شود. انتخاباتی که نیمی از اهالی کشور یعنی زنان و در عین حال میلیونها نفر ایرانی معتقد به سایر ادیان اقلیت در کشور نظیر سنی، مسیحی، یهودی، زردتشتی و .... حق نامزد شدن برای مقام ریاست جمهوری در آن را ندارند. کمونیستهای "نجس"، "کافر"  و خونشان حلال که جای خود دارند.

انتخابات در شرایطی انجام می­گیرد که مقدمات ضروری برای انجام هر انتخابات آزادی در کشور وجود ندارد؛ از جمله آزادی احزاب و اجتماعات در کشور موجود نیست، رهبران اتحادیه های کارگری در زندان بسر می­برند، اعدام و سرکوب مخالفین همچنان ادامه داشته، و مجریان ریاکار انتخابات خود از نمادهای فساد در ایران بوده  و با اختلاس و حقوقهای نجومی و دزدیهای کلان و نئولیبرالیسم افسارگسیخته اقتصادی بر تار...ک نظام ولایی می­درخشند.... این انتخابات نیست، انتصاب یک باند تبهکارمافیایی توسط ولی فقیه، سیدعلی خامنه ای سرکرده نظام جمهوری اسلامی برای حفظ نظام و مشروعیت داخلی و خارجی است. شرکت در این مضحکه و رای دادن به این افراد دزد و ریاکار و شارلاتان توهین به حرمت انسانی و مشروعیت بخشیدن به ماشین آدمکشی رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامیست. مردم بویژه كارگران و زحمتکشان ایران راهی جز تحریم این مضحکه پیش روی ندارند:

 

یکم اینکه هر وقت ملاها بنا بر مصلحت و نیازهای تبلیغاتی می­خواهند، از مردم مایه بگذارند، به رای مردم تکیه کرده و خود را نماینده مردم جا زده و جمهوری اسلامی را خواست مردم جلوه می­دهند و هرگاه کفگیر استدلالشان به ته دیگ می­خورد و نظر مردم را در مخالفت با خود می­بینند، مدعی می­شوند که مقام رهبری تابع رای مردم نیست و اساس جمهوری اسلامی بر اسلام و دین است و نه بر اساس خواست عمومی و رعایت اصول دموکراتیک. مشروعیت نظام ناشی از ملت نیست ناشی از دین است. بقول مصباح یزدی "مردم در جمهوری اسلامی کاره­ای نیستند، رئیس جمهوری از طرف ولی فقیه نصب می­شود و این یک مشروعیت الهی است".

از همان بدو تاسیس جمهوری اسلامی این خیمه شب بازی و بی­احترامی به رای و اندیشه مردم وجود داشته و ادامه می یابد. تکرار این ریاکاری حکومت مستبد حاکم به صورت مضحکه در آمده و موجبات تمسخر مردم است.

این وسیله ریاکاری که آخوندها سالهاست بنا بر مقتضیات خویش از آن استفاده کرده­اند، حال مانند شمشیر دولبه­ای شده است که برگردن خود آنها فرود می­آید.

 

 دوم اینکه نیروهای اپوزیسیون رفرمیست در داخل و خارج ایران از مردم دعوت می­کنند که میان جنایتکاران  و دزدان، میان بدترینها و ارتجاعی ترینها یکی را برگزینند. این دور باطل انتخاب میان "بدتر و بدترینها" هیچوقت تمامی نخواهد داشت و تا جمهوری اسلامی سرنگون نشود، شما همواره با جناحهای گوناگون حاکمیت روبرو هستید که تضادها در میانشان به علت مخالفت مردم با این جناحها و همچنین به علت افزایش انفرادشان در بین مردم روز بروز افزایش بیشتری می­یابد.

تا موقعیکه اپوزیسیون واقعا مستقل و انقلابی ایران نتواند به عنوان نیرویی مستقل و قابل محاسبه در مقابل این حضرات قرار گیرد و خود را به عنوان بدیل مطرح کند، وضعیت به صورت کنونی باقی می­ماند. رژیم جمهوری اسلامی از ضعف اپوزیسیون غیرخود فروخته ایران استفاده می­کند.

فراخواندن مردم به شرکت در انتخابات، نه تنها دادن آموزش غلط به آنهاست، بلکه تائید وضعیت مصیبتبار کنونی سردرگمی و چرخ زدن میان جناحهای ارتجاعی هیات حاکمه و خیانت به همه آحاد مردم ایران است.

 

سوم اینکه تشدید بحران اقتصادی نظام سرمایه­داری جمهوری اسلامی و تناقضات روبنایی آن، تناقض میان اسلامیت  و جمهوریت، دزدیهای نجومی، زمینخواری و رانتخواری، حاشیه نشینی، فقر و بیکاری و گسترش شکاف طبقاتی و نقض ابتدائی­ترین حقوق مردم و اعدامهای وحشیانه سالهای 60، زدوبندهای بین المللی و مسئله خفتبار پذیرش توافقنامه هسته­ای و انعکاس این بحران در مناظره­های بی­مقدار گماشتگان ولی فقیه و باندهای مافیایی که  به منظور جلب بخشی از مردم بسوی خود و کسب سهم بیشتر از غارت همدیگر را افشا می­کنند، مبین این حقیقت است که همه دسته­بندیهای درونی رژیم و همه شش نامزد مقام ریاست جمهوری در قتل عامهای سالهای 60  شریکند وهمه­گی خود را پیرو امامشان، خمینی می­دانند. "اصلاح طلبان" حکومتی و حتا آنهایی که از گردونه قدرت به بیرون پرتاب شدند و یا در حصر خانگی بسر می­برند هنوز شهامت فاصله­گیری از کشتارهای سالهای 60 و زندان و شکنجه را ندارند زیرا خود زمانی شریک قدرت و فرمانبر ولی­فقیه و امام جنایتکارشان بودند و در حفظ نظام گندیده اسلامی و قتل وغارت مردم از هیچ جنایتی فروگذار نکردند. جلوه دادن حسن روحانی و باند او بعنوان ناجی ملت ایران که گویا کمتر جنایت و خیانت کرده و تنها بدیل مردم ایران است همانقدر خیانت به منافع همه آحاد مردم ایران است که کسی بخواهد ابراهیم رئیسی عضو رسمی کمیسیون مرگ را در قالب عدالت­خواهی به بخشی از مردم گرسنه غالب کند. چگونه می­توان كارگرانی كه ١٢ماه حقوق دریافت نكرده­اند و نمایندگانشان سالهاست بخاطر تشكیل اتحادیه­های مستقل كارگری و مبارزه علیه بی­حقوقی در زندان بسر می­برند دعوت به این نمایش مسخره کرد تا به  قاتلان و دشمنان قسم خورده طبقه خود که جملگی این شش نامزد باشند رأی دهند و یا از عدالت و دمکراسی سخن گفت!!     

چهارم اینکه توافقنامه "برجام" که تنها بخشی از واقعیت زدوبندهای پشت پرده را بیان می­کند، گویای آن است که رژیم جمهوری اسلامی تحت رهبری سیدعلی خامنه­ای از تحریمهای امپریالیسم آمریکا سخت هراسیده و به تزلزل ارکان جمهوری اسلامی پی­برده بود. آنها چون به فکر منافع قشر بورژوائی حاکم مافیائی در ایران بودند و هستند، ترجیح دادند که به جای تکیه به مردم ایران که برای آزادی و دموکراسی مبارزه کرده به امپریالیستها تکیه کنند و با فروش ثروتهای ایران، چند صباحی از دست تحریکات آنها در امان بوده و در قدرت سیاسی باقی بمانند. سازش بر سر موضوع هسته­ای و دفن کردن آب سنگین اراک و ضرر 200 میلیارد دلاری مربوط به  خیانت کلیت نظام سرمایه­داری اسلامی و همه جناحهای ذینفع در قدرت است و نه فقط باند "اصلاح طلبان". سازش با آمریکا و اجرای سیاستهای نولیبرالی در ایران نه آب به ارمغان میآورد و نه نان و نه کار و مسکن و آزادی. به این ریاکاریها باید پایان داد.

 

پنجم اینکه، در شرایطی که سیاستِ راهبردیِ مرحله­ایِ نیروهای انقلابی، سرنگونی این رژیم فاسد و رانت خواراست، تا موانع راه رشد ایران دموکراتیک را، در همه زمینه­ها از میان بردارند و مردم را در تعیین سرنوشتشان دخالت دهند، در شرایطی که هر نیروی انقلابی باید این قطبنمای حرکت را در دست داشته باشد، تا به دامن رفرمیسم و همکاری با رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی درنغلتد، باید برای وضعیت کنونی و رهبری مبارزه مردم رهنمودهای روشن، مشخص و راه گشا طرح نمود که در تعمیق خود، راه را برای سرنگونی این رژیم هموار سازد. بنظر حزب ما این راه حلهای عملی در شرایط کنونی، فراخواندن مردم به عدم شرکت در مضحکه انتخابات ریاست جمهوری و فراخوانی به تلاش فعال برای تحریم خیمه شب بازی انتخابات خواهد بود.

 

مردم ایران باید خواست فوری آزادی فعالین کارگری وعموم زندانیان سیاسی، آزادی احزاب و سازمانهای سیاسی، پذیرش تساوی حقوق زن و مرد، رفع سانسور، آزادی فعالیت همه اتحادیه­های کارگری و سازمانی صنفی و دموکراتیک و جدائی کامل دین از دولت را طلب کنند. این خواستهای منطقی و مورد تائید مردم، این خواستهای منطقی و ضد تصمیمات استبدادی فردی ولی فقیه، که زمینه گسترده مادی در جامعه ایران دارد، رژیم جمهوری اسلامی ولائی را در تنگنا قرار می­دهد. خواست برسمیت شناختن حقوق و آزادیهای دمکراتیک به منزله پیش شرط هر انتخابات آزاد، است و رژیم  مستبد و بحران زده جمهوری اسلامی هرگز به آن تن  نمی­دهد و نخواهد داد. تن دادن به یک انتخابات آزاد، مرگ فقهای حاکم است.

 

 ششم اینکه برای نیروهای انقلابی و ترقی­خواه و ضد امپریالیست در شرایط کنونی کشور ما علاوه بر سیاست تحریم فعال انتخابات فرمایشی مرزبندی با نیروهای عوامل امپریالیسم و صهیونیسم که آنها نیز پرچم تحریم را برافراشته­اند بسبار حائز اهمیت است. شفاف نگاه داشتن این مرزبندی، دفاع از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به منظور کسب حقوق دمکراتیک و دمکراسی و استقلال وعدالت اجتماعی بدست مردم ایران است و نه اجانب.

 

مردم شریف ایران!

 رژیم از فرجام یک تحریم فعال و عدم شرکت مردم بشدت می­هراسد و رژیم را به تنگنا می­برد، زمینه تبلیغاتی را برای نیروهای انقلابی و ترقی­خواه می­گشاید. باین جهت ما اعلام می­کنیم که اجرای هر انتخاباتی بدون تحقق این مقدمات، غیردموکراتیک و تقلبی و ارتجاعی است و شرکت در آن مشروعیت بخشیدن به رژیمی است که برای بقاء منحوسش حاظر است به امپریالیستها و کلان سرمایه­داران بیشترین امتیازهای اقتصادی را دهد و برای خوش خدمتی هر روز بر تشدید سرکوب کارگران و زحمتکشان بیافزاید.

شرط هر انتخابات آزاد وجود آزادی­های دمکراتیک و برسمیت شناختن حقوق مردم است. درکشوری که بسیاری ازفعالین کارگری و روشنفکران دگراندیش جامعه در زندان بسر می­برند و کلا زندانی سیاسی وجود داشته باشد نمی تواند انتخابات آزاد صورت گیرد. به این جهت ما بر این باوریم که باید خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری  که ادامه تجربه گذشته است و ما تغییری در آن نمی­بینیم،  فعالانه تحریم کرد، زیرا این انتخابات نیز مانند همه انتخابات گذشته که در تحت چنین شرایطی برگذار شدند، تقلبی و غیردموکراتیک و ارتجاعی بوده و قابل دفاع نیست. این سامانه ننگین را باید برانداخت تا نخستین شرط برگزاری انتخابات دمکراتیک که مردم بتوانند آزادانه بر سرنوشت خویش حاکم شوند، فراهم آید. 

 

 

 

"انتخابات" فرمایشی ریاست جمهوری را فعالانه تحریم کنیم!

سرنگون باد رژیم سرمایه­داری جمهوری اسلامی، بدست مردم ایران!

زنده باد سوسیالیسم این پرچم رهائی بشریت!

دست امپریالیسم آمریکا ازایران ومنطقه کوتاه باد!

حزب کارایران(توفان)

یکشنبه ۲۴ اردیبهشت۱۳۹۶

www.toufan.org
با درود

لطفا نشریات جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران و توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران فروردین 1396 را ملاحظه فرمائید.
با احترام

 


 


 

در شماره 129 توفان الکترونیکی
مطالب زیر را می خوانید:

در این شماره می‌خوانید
 
 
 

۷ اردیبهشت ۱۳۹۶

بمباران "گرنیکا" به دست نازی¬ها¬ و فاشیست¬ها 80 ساله شد


بمباران "گرنیکا" به دست نازی¬ها¬ و فاشیست¬ها 80 ساله شد
تابلوی کوبیسم "گرنیکا" اثر کمونیست هنرمند "پابلو پیکاسو" ثبت جنایات امپریالیسم و نازیسم و الهامبخش مبارز...ات خلقهای جهان است
„پیکاسو“ یک کمونیست بود و به این جهت حق مسافرت به آمریکا از وی سلب شده بود. امپریالیسم آمریکا به بیماران روانی و کمونیستها روادید نمی¬داد و آنها را به عنوان بیمار روانی راهی تیمارستان می¬کرد. از نظر امپریالیسم کسی که کمونیست است بیمار است و نمی¬تواند در جامعه فعالیت آزاد داشته باشد. همین سرنوشت را چارلی چاپلین و بسیاری بزرگان هنر جهان داشتند.
بمباران گرنیگا هشتاد ساله شد. در 1937 شهر "گرنیکا"(
Guernica) شهر مقدس باسکها در در سرزمین اسپانیا در روز 26 ماه آوریل که همزمان با بازار روز بود توسط هواپیماهای آلمانی به نام "لژیون کوندور"(Legion Condor) و نیروی هوائی ایتالیا به نام "کورپو تروپِ ولونتاریه "(Corpo Truppe Volontarie) مورد تجاوز قرار گرفت. این شهر در جنگ داخلی اسپانیا در کنار اکثریت دموکراتیک مردم اسپانیا قرار داشت که بر ضد سلطنت در یک انتخابات دموکراتیک به پیروزی رسیده بودند و بر ضد جنگ تحمیلی سلطنت طلبان و نازیها، فاشیستها و فالانژیستها می¬رزمیدند.
هدف از بمباران „گرنیکا“ و کشتار مردم غیر نظامی و ایجاد رعب و وحشت در اسپانیا، تمرین برنامه¬های جنایتکارانه¬ای بود که نازیها برای تجاوز به لهستان و شوروی تدارک می¬دیدند ومی¬خواستند بمباران گسترده و پوششی خویش را در اسپانیا آزمایش کنند. بمباران „گرنیکا“ یک نقطه عطف در جنگ داخلی اسپاینا میان نیروهای ارتجاعی سلطنتی و فاشیستی و قدرت دموکراتیک توده¬های مردم بود. در فردای بمباران نیروهای ارتش فالانژیستی و کودتاگر وارد شهر شدند و قتل عام مردم را کامل کردند. „گرنیکا“ به دست فالانژیستها وسلطنت¬طلبان فتح شد.
در این جنگ امپریالیستهای فرانسه ، انگلستان که خواهان روی کار آمدن سلطنت طلبان بودند در مقابل تجاوز نازی¬ها که تمرین تجاوز به شوروی سوسیالیستی را می¬نمودند، مزورانه اعلام بی طرفی کردند. ولی این بی¬طرفی آنها مانع آن نبود که از یاری شوروی به جمهوریخواهان توسط کشتیهای شوروی ممانعت نکنند. آنها توسط عمال تروتسکیست خود از جمله جرج ارول نویسنده کتاب 1984 که مامور سازمان جاسوسی انگلستان بود تا توانستند بر ضد کمونیستها اخلال و کودتا کرده تا مانع شوند جمهوریخواهان در جنگ ضد فاشیستی به پیروزی برسند. تروتسکیستها مرتبا بر ضد جبهه وسیع ضد فاشیستی که از طرف کمینترن سازمان داده شده بود اخلال می-کردند. دولت شوروی در تحت رهبری رفیق استالین با تمام امکانات ناچیزی که در اختیار داشتند به ایجاد "هنگ بین¬المللی" دست زده و ده ها هزار کمونیست و انقلابیون جهان را برای حمایت از جمهوریخواهان به اسپانیا گسیل داشتند. آنها توسط کشتی و هواپیما به جنگجویان اسلحه رساندند و زمانی که پیروزی آنها مسجل بود ژنرال فرانکوی فالانژیست با کودتا در مراکش و به یاری سربازان مراکشی و نیروی هوائی آلمان و ایتالیا از مراکش به اسپانیا وارد شدند و با یاری امپریالیسم و نازیسم و تروتسکیسم در اسپانیا بر ضد مردم جمهوریخواه پیروز گشتند. استالین به درستی می¬دید که فاشیسم در اروپا واکنش بورژوازی اروپا در قبال دیکتاتوری پرولتاریا در شوروی است.
بمباران بربرمنشانه „گرنیکا“ توسط بربرهای امپریالیسم که هنوز هم به کارهای خویش در لیبی، عراق، افغانستان سوریه ادامه می¬دهند و بر سر مردم گاز می¬ریزند و صدام حسین را با گاز سمی بر ضد ایران مجهز ساختند و... موجی از انزجار در سراسر جهان به وجود آورد. "پابلو پیکاسو" هنرمند کمونیست اسپانیائی در اثر جاودانی خویش به سبک کوبیسم فاجعه ای را که در „گرنیکا“ به وجود آمد با احساسات هنری خویش ترسیم کرد، گاوی بی خیال مظهر فرانکیسم در اسپانیا ناظر بر کشتار و تکه پاره شدن زن و مرد، کودک و مسن در بازار روز „گرنیکا“ست. فریادهاست که بر آسمان هواست و گویای صحنه¬های دلخراشی است که نازیها، فاشیستها، امپریالیستها در اسپانیا موجب شدند. „گرنیکا“ی دیروز، امروز در سوریه و فردا در جای دیگر است. امپریالیستها از تخریب و جنایت هرگز دست نخواهند کشید. تابلوی مشهور „گرنیکا“ را در زمان جنگ تجاوزکارانه و غیر قانونی امپریالیسم آمریکا علیه عراق( و نه فقط جرج بوش زیرا این تصمیمات فردی نیست ناشی از مصالح نظام امپریالیستی است-توفان) بر دیوار سازمان ملل متحد با نورافکن انداختند و در سالن عمومی مجمع سازمان ملل قرار دادند. این تابلو نمادی از نفرت عمومی مردم از جنگهای تجاوزکارانه امپریالیستی است، پیامی برای حفظ صلح و پرچمی برای مبارزه بر ضد سلطنت، فاشیسم، فالانژیسم، نازیسم و امپریالیسم است. "پیکاسو" در توضیح این اثرش بیان کرد: "این آرزوی من است بیادآورم که من همواره ایمان راسخ داشته و دارم که یک هنرمند که با ارزشهای معنوی زندگی می¬کند و به آن اشتغال دارد با توجه به کشمکشهائی که در آن والاترین ارزش انسانیت و تمدن به بازی گرفته می¬شود نمی¬تواند بی¬تفاوت بماند.".
این نقاشی مشهور در بسیاری نمایشگاههای جهان به عرصه نمایش گذارده شد. „پیکاسو“ تمام درآمد ناشی از این نمایش را به بنیادی تقدیم کرد که برای کمک به قربانیان جنگ داخلی اسپانیا تاسیس شده بود. امروز سلطنت ننگین اسپانیا باید داغ این ننگ را بر پیشانی خویش بنویسد که با کودتای نازی¬ها در اسپانیا بر سر کار آمده و با حمایت امپریالیستها و به ویژه امپریالیسم آمریکا بر سر کار تا به امروز مانده است. سلطنت اسپانیا نشان می¬دهد بورژوازی امپریالیستی تا به چه حد ریاکار است و دموکراسی و آزادی را تنها وسیله معاملات سیاسی خویش قرار داده است. تابلوی „گرنیکا“ علیرغم حضور سلطنتی که موجب این کشتار مردم اسپانیا شده است با فشار افکار عمومی به عنوان سندی تاریخی و هنری به اسپانیا آورده شد. سلطنت فاسد و کودتائی اسپانیا که خود را به ظاهر هنر دوست جلوه می¬دهد می¬خواهد طوری رفتار کند که این اثر محصول گذشته دستآورد وی نیست. آنها خواهان ایجاد یک "کمیسیون حقیقت یاب" هستند که همه حقایق غیر قابل انکار را سر به نیست کند.
در ضمن فراموش نکنیم که در قتل عام مردم اسپانیا و جمهوری¬خواهان کلیسای کاتولیک در کنار سلطنت طلبان قرار داشت و ده¬ها هزار مردم اسپانیا را قتل عام کرد. واتیکان از این جنایتکاران در سالهای اخیر تجلیل کرد و به آنها نشان افتخار داد.
تابلوی „گرنیکا“ در 80 سالگی جنگ اسپانیا به ما می¬آموزد که ماهیت امپریالیسم فرق نکرده است. آنها برای دستیابی به اهداف غارتگرانه خویش حاضرند سرزمینها را با خاک همراه با ساکنانش یکسان کنند. تجربه عراق، افغانستان، لیبی، فلسطین و سوریه در مقابل ماست. این تجربه می¬آموزد که دوران سلطنت به گور تاریخ پیوسته است و باید اشکال دموکراتیک جمهوری را که بیان خواست اکثریت خلاق جوامع باشند انتخاب کرد. باید بر ضد ارتجاع سیاه، امپریالیسم و فاشیسم جبهه متحدی از همه نیروهای دموکرات و آزادیخواه ایجاد کرد تا جلوی توحش و بربریت فاشیسم را در تجاوز به کشورها بگیرند، باید از حقوق ملتها حمایت کرد و تجاوز به کشورها را محکوم نمود، باید به کمونیستها اعتماد کرد و دانست تنها کمونیستها هستند که در مبارزه با امپریالیسم و ارتجاع برای استقرار دموکراسی پیگیرند و به حقوق انسانها احترام می¬گذارند. تابلوی "گرنیکا" فریادی بر ضد صهیونیسم وحشی است که در خاور میانه به قتل عام و تخریب، تزلزل، و خرابکاری مشغول است و در همان جای پای نازی¬ها گام برمی¬دارد.
حزب ما با الهام از مبارزات آزادیخواهانه خلق اسپانیا همبستگی خلقها و طبقه کارگر ایران را با آنها در مبارزه شان بر ضد رژیم سلطنتی و بر ضد امپریالیسم اعلام می¬کند.
حزب کارایران(توفان)
26 آوریل 2017 - 06 اردیبهشت 1396
www.toufan.org