۱۹ اسفند ۱۳۹۵


با درود  فراوان
لطفا نشریات جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران و توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران اسفند 1395 را  در لینکهای زیر ملاحظه فرمائید
پیروز باشید


 




 




 


در شماره 128 توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران
مطالب زیر را می خوانید:

۲۲ بهمن ۱۳۹۵


علل بروزانقلاب شکوهمند بهمن 57  ودرسهایی ازآن

 

    

 
   

 
سی و هشت سال از انقلاب عظیم  وشکوهمند بهمن 57 می گذرد .انقلابی که هدفش استقرار آزادی، استقلال ، دمکراسی  وعدالت اجتماعی بود و با کسب قدرت سیاسی توسط دارودسته خمینی  درخون در غلطید ودربین راه متوقف شد. روشن است درس ازشکستها وآموزش صحیح  از این انقلاب  مادر پیروزیهای فردای ماست.  اما امروز دراثر خیانتهای رژیم جمهوری اسلامی  و اوضاع  وخیم ایران وپیامدهای ناگوار شکست انقلاب  عده ای  از "روشنفکران  چپ"نه تنها به نکوهش انقلاب وتحولات عمیق اجتماعی می پردازند بلکه برعلیه انقلاب مردم وهمدست شدن با امپریالیسم درجهت احیای بساط ننگین وپوسیده سلطنتی که خود دلیل روشنی بر ظهور رژیم سیاه جمهوری اسلامی است ، عمل میکنند.این عده از روشنفکران نازا و سترون که به مجیزگوئی جناحهای همین نظام عنکبوتی اسلامی می پردازند و برای منافعشان به قشری ترین وکثیفترین دسته بندیهای رژیم روی آورده ودر تداوم پایه های استبداد واختناق نقش ایفا میکنند به روشنفکران متعهد و مسئول ایران که رژِیم سر سپرده شاه این عامل اجنبی ومحصول کودتای ننگین 28 مرداد را بر نتابیده و درمقابل سیاستهای نو استعماری واختناق قرون وسطایی دربار فاسد پهلوی ایستادند ودرراه تحقق آزادی واستقلال ودمکراسی وعدالت اجتماعی به زندان افتادند و یا تیرباران شدند، خُرده میگیرند ونابخردانه  به سرزنش آنها  می پردازند که " چرا بجای دفاع از رژیم شاه ورفرمهای او ، مردم را به مبارزه علیه سلطنت و اربابانش  فراخواندند وبه ملت خیانت کردند"!!!. این نگاه به گذشته وبرخورد به روشنفکران ومردم ایران اگر از سر آگاهی ومنافع شخصی و طبقاتی نباشد  حتمن از سر جهالت ونادانی است که دراثرفقر فلسفه وعدم آگاهی سیاسی شستشوی مغزی شده وبه پراکندن تخم یاس و خمودگی وخماری مشغولند و به خیال خود به مبارزه برای خروج از بن بست کنونی انجام وظیفه میکنند!!  کودتای ننگین 28 مرداد که با دخالت امپریالیسم آمریکا صورت گرفت اولین جوانه های دمکراسی درایران را  درنطفه خفه کرد واستبداد و وابستگی را برمردم ایران تحمیل نمود وایران را ازکاروان تمدن وپیشرفت وتوسعه ملی بازنگاه داشت. براستی دلایل بروز انقلاب بهمن کدامند و آیا این درست است که مردم ایران از سر سیری شکم دست به انقلاب زدند و انقلاب محصول  تبلیغات تنی چند از "روشنفکران  نادان ووطنفروش  و روحانیت سیاه دل" بوده است؟  راستی ایران دردوره رژیم پهلوی درکجای  این جهان ایستاده بود و مضمون دروازه تمدنش  کدام است ؟ بطور مختصر :         

یکم اینکه با کودتای ننگین 28 مرداد 32 شاه با وابسته نمودن کامل میهن ما به قدرتهای امپریالیستی بویژه امپریالیسم امریکا درعرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی ونظامی  ایران به حیاط خلوت و منطقه نفوذ آمریکا  و حافظ منافع آنها محسوب می شد.ایران به یک کشور نیمه مستعمره تبدیل شد و استعمار جمعی نتیجه مترتب بر کوتادی سیاه وسرنگونی دولت ملی دکترمحمد مصدق بود.

دوم اینکه  رژیم شاه بر اساس دکترین نیکسون ،نقش ژاندارم منطقه را ایفا می کرد و منافع امریکا در منطقه را تامین می نمود و بر این اساس در اواسط دهه 1350 ایران به بزرگ ترین خریدار تسلیحات آمریکایی تبدیل شد .از سال 1950 تا زمان سقوط شاه ارزش قراردادهای خرید تجهیزات و خدمات نظامی ایران از آمریکا به حدود 50 میلیارد دلار رسید

سوم اینکه تصویب و اجرای طرح کاپیتالیسیون ،مصونیت قضایی اتباع امریکایی در ایران ، ورود هزاران متخصص نظامی آمریکایی و سلطه آنها بر ارتش ، مداخله شاه درعمان و گسیل 15000 نیروی نظامی در ظفار برای سرکوب انقلابیون وآزادیخوهان ضد استعمار و ارسال تجهیزات نظامی از سوی شاه  به مراکش ، اردن و .... برنامه هایی بود که به دستورامپریالیسم آمریکا و در راستای منافع بین المللی این کشور تحقق یافت. امروز سلطنت طلبان به جمهوری اسلامی می تازند که چرا در کنار رژیم سکولار ومستقل اسد علیه نیروهای داعشی میجنگد اما در پاسخ به  این پرسش که چرا شاه در ظفار اینهمه نیرو فرستاد تا نیروهای استقلال طلب و چپ وسکولار را سرکوب کند، پاسخی ندارند وخفقان گرفته اند.

چهارم اینکه, شاه بطور کلی سر سپرده آمریکا بود ودرخدمت منافع امپریالیستها  عمل میکرد.مناسبات دولت شاه  و دولت آمریکا فراتر از رابطه دو دولت  درعرصه دیپلماتیک بود. شاه مدیون امپریالیسم آمریکا بود و بقاء خود را به این ابر قدرت گره زده بود.شاه هیچگاه تصور نمیکرد که با وجود چنین حمایتی از غرب ودرراسش آمریکا ، توده ها به پا خیزند واو و رژیمش را درهم کوبند.

پنجم اینکه تشدید وژرفش بی عدالتی و تبعیض  وسرکوب سیاسی درجامعه وشکاف طبقاتی و ضربه به اقتصاد کشورو تخریب ونابودی کشاورزی و ورود بی رویه کالاهای مصرفی وتشویق دهقانان به مهاجرت از روستاها به شهرها , تک محصولی شدن اقتصاد میهن واتکاء به فروش نفت و وابستگی شدید اقتصادی به آمریکا نیز از جمله سیاستهای نواستعماری بود که به کشورما تحمیل شد. اصلاحات ارضی امپریالیستی ،آب کردن کالاهای مصرفی در بازار ایران ونابودی کشاورزی نمی تواند مایه افتخار یک ایرانی میهندوست باشد. زنده یاد خسروگلسرخی دربیدادگاه شاه شجاعانه دکترین اصلاحات ارضی آمریکا را به چالش گرفت وآن را محکوم کرد واز مردم ستمدیده ایران قهرمانانه دفاع نمود ودر راه حقیقت وانساندوستی و ایرانی آباد و آزاد وشکوفان ومستقل جانش را فدا کرد.

 

ششم اینکه  شعار" توسعه ملی فرهنگی" ودروازه تمدن شاه وجشنهای دوهزار وپانصد ساله شیراز، توخالی و ارتجاعی بود.هزینه کردن بیش ازچند صد  میلیون دلاربرای برگزاری چنین جشن مبتذلی بیانگر ورشکستگی رژیمی است که درکشورش قریب به 70 درصد مردم بیسواد واز فقدان آموزش وتحصیل وبهداشت ومسکن دررنج بودند.رژیمی که با ادعای "دروازه تمدن" اما کتاب خواندن را ممنوع کرده بود وکتابخوان را به زندان پرتاب میکرد، نتیجه ای جزاین نمی داشت که نیروهای اهریمنی قرون وسطایی از قعرتاریخ سربرآورند وازاین آب گل آلود ماهی بگیرند وخود را بر مردم تحمیل کنند. دیدن عکس امام درماه محصول همان  فقر فرهنگی عظیمی بود که رژیم پهلوی آفرید. 

 هفتم اینکه  قلع وقمع سازمانها واحزاب سیاسی واجتماعات وآزادی بیان ،زندان و شکنجه  وسرکوب خونین مخالفین ، نمی تواند مایه افتخار ملتی باشد که سالیان طولانی برای آزادی واستقلال جنگیده است. انقلاب بهمن 57 برآمدی علیه این نابسامانیهای سیاسی واجتماعی  بوده و ریشه های علل بروزآنرا باید در نکات فوق جستجوکنیم  ونه در جادو وجنبل و فلسفه دائی جان ناپلئون وکارکار انگلیس است! تورم، سرمايه گذاري هاي نادرست، افت کارايي، تخصيص نامطلوب منابع، پروژه هاي نمايشي و مصرف گرايي بي رويه موجب اتلاف انبوه منابع توليدي گرديد. از سوي ديگر، بخش متنابهي از ثروت کشور از طريق افزايش بي رويه بودجه نظامي به هدر داده شد. طي 1972 تا 1978 بودجه نظامي از %13 توليد ناخالص ملي به %20 افزايش يافت و سهم کالاهاي نظامي در کل واردات کشور از مرز %30 گذشت (در مقايسه با %12 در سال 1972). به اين ترتيب، کشوري که در سال 1974 داراي مازاد تراز پرداخت هنگفتي بود، در سال 1976 ناچار شد براي حل بحران مالي خود به صندوق بين المللي پول روي آورد.اینها همه در یک مجموعه از سیاست  اقتصادی نو استعماری واستبدادی و سرمایه داری ووابستگی به خارج زمینه سازانقلاب وسرنگونی رژیم شاه گردیدوجز این نیز نمی باشد.

 

درسهای انقلاب بهمن کدامند؟

دربهمن 57  یکی از بزرگترین و پر شکوه ترین انقلابات تاریخ بشریت به وقوع پیوست و در هیچکدام از انقلابات پیشین سابقه نداشته است که ۱۲ میلیون نفر در جنبشهای اعتراضی و سیاسی و درگیری با پلیس و ارتش که ظاهرا فقط برای حفاظت از مرزهای ایران ایجاد شده بود، شرکت کنند. مردم  ایران با فداکاری و از جان گذشتگی در این نمایشات عظیم اعتراضی، بدون ترس از کشتار شرکت می کردند و شعارهای آزادی واستقلال  را فریاد می زدند. باید از انقلاب بهمن 57 وفداکاری مردم ایران برای آزادی ودمکراسی واستقلال تجلیل به عمل آورد واز شکست آن آموخت ودرتدارک برچیدن نظام سرمایه داری جهموری اسلامی کوشید.

 

انقلاب بهمن می آموزد که متوقف شدن و شکست  انقلاب در نیمه راه ، با کسب رهبری بورژوازی پیوند داشته و تحت سامانه سرمایه داری برای ممالک از بندرسته ای نظیر ایران امکان تحقق حقوق دموکراتیک شهروندان بویژه کارگران و زحمتکشان، آزادیهای سیاسی، آزادی اجتماعات وسندیکا و احزاب، پیشرفت و تامین دمکراسی و عدالت اجتماعی... تحت رهبری بورژوازی نا ممکن است. زیرا درشرایط حاکمیت امپریالیسم هرحرکت استقلال طلبانه و ترقی خواهانه ای به معنی مقابله با منافع آزامندانه امپریالیستهاست و از آنجا که بورژوازی به واسطه ضعف تاریخی خویش و بدلیل صدها پیوند مرئی و نامرئی که با امپریالیسم دارد قادر به مقابله با آن نیست، جبرا با کرنش درمقابل امپریالیسم به انقلاب خیانت می کند. بورژوازی به واسطه ضدیت ماهوی خود با توده های استثمارشونده، آنجا که توده ها با استفاده ازفرصتِ آزادی برای بیانِ خواستهای سرکوب شده به میدان تظاهرات و نمایشات پای می گذارند، لوله های تفنگ را بسوی آنها نشانه گرفته و بیرحمانه آنها را درخون خود غرقه می سازد. انقلاب بهمن نیز چنین فرجامی داشته است. انقلاب بهمن پس ازسه سال کشاکش میان توده های تشنه آزادی وسازندگی و عدالت اجتماعی و ارتجاع سیاه قرون وسطائی به نمایندگی دارودسته خمینی و رفسنجانی، خامنه ای... سرانجام با کودتای خونین ۳۰ خرداد ۶۰ و قتل عام سازمانهای سیاسی و توده مردم شکست خورد و آزادیهای سیاسی که دستآورد انقلاب خونین بهمن بود نابود گردید....، ازآن پس بود که سرنگونی رژیم در دستور کار سازمانها و احزاب سیاسی قرار گرفت واین امر همچنان ادامه دارد. فضای انقلابی ایران پس از تیرباران وحشیانه هزاران نفر از فرزندان انقلاب ودرهم شکستن تشکلات انقلابی بکلی  تیره و تارگردید. یاس و سرخوردگی و عدم اعتماد و بدبینی که ناشی از شکست انقلاب است بر جامعه حاکم گردید. ما این سرخوردگی عظیم، این سقوط اخلاقی وحشتناک درجامعه را امروز شاهدیم. امروز نه از آزادی در ایران خبری است و نه از عدالت اجتماعی و حقوق مدنی مردم. سرکوب دگراندیشان، کارگران، زنان ، دانشجویان و همه اقشار تحت ستم ایران بشدت ادامه دارد. دزدی و  رشوه واختلاس ، حقوقهای نجومی ،چاپلوسی و پارتی بازی، فقر اقتصادی و شکاف عظیم طبقاتی، پدیده گورخوابی و گسترش فحشاء وموادمخدرواعتیاد ومافیای اقتصادی در قدرت که تمام تاروپود جامعه را درنوردیده است، جان مردم را به لب رسانده و اکنون بعد از سی و هشت سال انقلاب درایران جامعه در بن بست عظیمی گرفتار آمده است و جمهوری اسلامی راهی جز سرکوب مردم و کنار آمدن با امپریالیسم برای حل این بحران و بقای خود نمی بیند.

 

مذاکرات سری آمریکا با رژیم جمهوری اسلامی و" نرمش قهرمانانه" وتسلیم زبونانه درقالب برجام و گشودن بازار ایران بسوی سرمایه های امپریالیستی  پاسخی برای بقاء رژیم است ونه  پاسخ  به نان، مسکن وکار و آزادی.

پیروی ازسیاست بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و گام گذاردن در خصوصی سازیهای کارخانجات و شرکت ملی نفت و پتروشیمی که از یک سیاست نئولیبرالی اقتصادی نشئت می گیرد، پاسخی برای فربه ترکردن بورژوازی است ونه پاسخی به اساسی ترین نیازهای معیشتی کارگران و زحمتکشان وکرامت انسانی. ازاین روی برای تحقق مطالبات دموکراتیک انقلاب بهمن، برای آزادی و حقوق اولیه و بنیانی کارگران و زحمتکشان و توده ها ی تحت ستم، برای دفاع از ادامه و تضمین استقلال سیاسی ایران، انقلاب دیگری باید سامان گیرد. انقلابی که رسالت پاسخ به این وظایف انجام نشده را داراست یک انقلاب قهرآمیز سوسیالیستی به رهبری حزب واحد طبقه کارگراست و تنها چنین انقلابی راه نجات مردم ایران است . برای تحقق این هدف والا بکوشیم.

 

 

****

یادی از رفقا مهدی اقتدارمنش و محمد جواد عرفانیان

                               
                                          

رفقا مهدی اقتدارمنش و محمد جواد عرفانیان دو رفیق حزبی که    

در ٢١ بهمن ١٣٥٧ در راه پیروزی انقلاب جان باختند

 

             موجیم که آسودگی ما عدم ماست      ما زنده از آنیم که آرام نگیریم

 

 تاریخ بشری همواره حاکی ازمبارزات زحمتکشان و خلقهای ستمدیده می باشد. آنجا که زورهست، مبارزه هست. آنجا که بندی است، تلاشی است برای رهایی از بند. تاریخ میهنمان ایران نیز گواه صادقی براین حکم میباشد. دیدیم که چگونه توده های محروم و تحت ستم ارتجاع محمد رضا شاهی را سرنگون نموده و به زباله دانی تاریخ فرستادند. همان ارتجاعی که فرزندان صادق این خاک و بوم را سالها به بند میکشید، شکنجه مینمود و به قتل میرسانید. پیروزی انقلاب و سرنگونی  رژیم فاسد و جنایتکار پهلوی به آسانی کسب نشد. توده های ستمدیده آزادی خویش را درقبال خون خویش خریدند، خون هزاران جوانان جانباخته گواه بر همین امر است. و ازاین جمله اند دورفیق محمد جواد عرفانیان و مهدی اقتدارمنش که قهرمانانه درراه کسب آزادی و استقلال جنگیدند و با افتخار درراه آزادی طبقه کارگر و دیگرزحمتکشان اززنجیرهای استثمار خون خویش داده و جان باختند. لوحه بلند هزاران جانباخته راه آزادی به ما یاد آور میشود که مبارزه با دشمنان بیرحم طبقاتی نظیر رژیمهای درنده پهلوی وجمهوری اسلامی امری آشتی ناپذیر است. تازمانیکه چنین رژیمهایی  درایران حکومت میکنند هیچ قانونی که مردم را اززجر و شکنجه وکشتار مصون بدارد موجود نخواهد بود. یگانه راه رهائی مردم ایران انقلاب و استقرارسوسیالیسم است. جز این راهی برای نجات مردم ایران متصورنیست.

 

یاد رفقا مهدی اقتدارمنش و محمد جواد عرفا نیان وهمه شهدای راه آزادی را گرامی میداریم!

درراهی که با خون آنها ترسیم شده است به پیش برویم!

یادشان گرامی باد!

 

نقل  از توفان الکترونیکی

نشریه الکترونیکی حزب کار ایران

شماره ۱۲۷ بهمن ماه ۱۳۹۵

www.toufan.org

۵ بهمن ۱۳۹۵

مسبب ومسئول اصلی فاجعه پلاسكو جمهوري اسلاميست


مسبب ومسئول اصلی فاجعه پلاسكو جمهوري اسلاميست


رژیم سرمایه داری وضد انسانی جمهوری اسلامی از اغاز کسب قدرت سیاسی کوشیده است ثروت عظیم مالی کشور را برای اشاعه خرافات ، تقویت نهادهای پوسیده مذهبی وقرون وسطایی ،نهادهای سرکوب وخفقان وبِنَا ساختن زندانها وگورستانهای جدید، پرکردن حسابهای بانکی داخلی و خارجی مقامات " عالیرتبه" ،اختلاسها وحقوقهای نجومی سرسام آور ...هزینه کند وچنین نیز کرده است.برای رژیم جمهوری اسلامی ایمنی سازی محل کار و زیست مردم ، ایجاد شغل برای خیل عظیم میلیونی بیکاران ؛ برای تقویت و مدرن سازی آتش نشانی ، برای بهبود بهداشت و آموزش و پاک سازی محیط زیست و ....محلی ازاعراب ندارد  ومانند رژیم ارتجاعی پهلوی با مردم ونیازهای طبیعی شان بیگانه است. نتیجه طبیعی چنین سیاست ضد مردمی همان است که  مردم ما امروز درسراسرکشوراز تهران گرفته تا اصفهان وشیراز و ارومیه و خوزستان و بلوچستان ..... به چشم خود می بیند و با پوست وگوشت واستخوان خود لمسش میکند. مسبب ومسئول اصلی فاجعه جانگداز پلاسکوکه دراثرآن بیش ازسی نفرجان باخته ودهها تن مجروح شده اند  کسی جزشهردار فاسد تهران وجمهوری  اسلامی نمی تواند باشد. وقتی کلان شهرتهران با جمعیت  دوازده میلیونی فاقد هلیکوپتر اطفاء حریق باشد، فاقد نردبان های مرتفع ومدرن باشد ، فاقد دستگاه شلیک کف ضد آتش باشد ، فاقد پودرآتش خوار، فاقد پمپ های قوی برای پاشیدن آب به ساختمان های بلند تر از 15 طبقه باشد، فاقد جرثقیل های هیدرولیک آسانسوری ودستگاه  "دژبر" برای بریدن تیرآهنها و اسکله فلزی پل ها و ساختمان ها در مواقع ضروری باشد و فقط به آتش نشانان زحمتکش و فداکارش تکیه کند وبا کمترین تجیهزات ایمنی وبا دست خالی  آنها رابه جنگ چنین آتشفشانی  بفرستد، آیا انتظاری جزاین فاجعه می رود که همگان شاهدش هستیم.  مردم ایران  بدرستی جمهوری اسلامی را نشانه گرفته وبراین باورند تا چنین نظام ویرانگر وفاسدی پا برجاست پلاسکو های دیگری نیزگرفتارچنین سرنوشت اسفباروغم انگیزی خواهند شد. نارضایتی عمومی وبمباران کردن رژیم در قالب شعارنویسی یهای گسترده درعرصه مجازی وغیر مجازی درمسبب دانستن رژیم ومحاکمه  شهردارتهران وهمه مسئولین فاسد وکارچاق کن نظام که فقط به فکر جیب گشادشان هستند وبرای جان انسانها پشیزی ارزش قائل نیستند همه وهمه نشان ازخشم و تنفرمردم ما نسبت به حاکمان بی مسئولیت وریاکاراسلامی دارد ورژیم را به وحشت مرگ انداخته وجز این نیز نمی تواند باشد.

حزب ما ضمن تسلیت وابرازهمدردی عمیق با خانواده های کارگران جانباخته آتشنشانی همراه با میلیونها مردم ایران مسبب اصلی این فاجعه دلخراش را رژیم جمهوری اسلامی می داند ووجود منحوسش راهرروزمصیبتی برای همه هممیهنان زحمتکش این مرزوبوم. فقط با سرنگونی این رژیم فاسد بدست پرتوان مردم ایران است که می توان نخستین گام را برای سوسیالیسم، بنای جامعه ای نوین وعاری ازاستثمار، ظلم وستم وتبعیض وهمه مظاهر گندیده نظام سرمایه داری برداشت وجزاین نیست.

نقل ازفیسبوک حزب كارايران(توفان)

https://www.facebook.com/toufan.hezbekar
WWW.toufan.org

جمعه  اول بهمن ماه 1395


ویدیوها وتصاویر منتشرشده از فاجعه ساختمان پلاسکو

 

 

۲۱ دی ۱۳۹۵

هاشمی رفسنجانی، یکی از معماران حکومت چرک وخون اسلامی درگذشت


هاشمی رفسنجانی، یکی از معماران حکومت چرک وخون اسلامی درگذشت
هاشمی رفسنجانی ، یکی ازکلیدی ترین مهره های رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی در 82 سالگی درگذشت. کارنامه سیاسی 38 ساله هاشمی رفسنجانی در صحنه سیاست ایران چیزی جز توطئه وباند بازی، دزدی وچپاول اموال مردم، خیانت و جنایت ، فقر وژرفش اختلافات طبقاتی نبوده است.
هاشمی رفسنجانی از همان اوان انقلاب بعنوان همدست خمینی جلاد نقشه ترور وامحا فیزیکی مخالفین سیاسی حتا عناصر وجریانات سازشکار ورفرمیستی را که سودایی جزرفرمهای کوچک درچهار چوب نظام سرمایه داری درسرنداشتند، میکشید ودست به توطئه وترور میزد.
هاشمی رفسنجانی یکی از طراحان "انقلاب فرهنگی اسلامی "، بستن دانشگاهها و سرکوب دانشجویان ایران بود. وی بعنوان یارامام جنایت کارش گام به گام با بسیج نیروهای شبه فاشیستی حزب الله و سپاه و بسیج دست آوردهای دمکراتیک انقلاب بهمن 57 را از بین برد وفضای اختناق سیاسی ایران با کودتای ننگین سی خرداد 60 به اوج خود رسید.هاشمی رفسنجانی از آمران کشتار کمونیستها، انقلابیون و نیروهای ترقی خواه دهه شصت و از طراحان اصلی کشتار سراسری زندانیان سیاسی درتابستان وشهریور 1367 بود.
هاشمی رفسنجانی برای حفظ وتجکیم نظام وتصفیه و سرکوب مخالفین سیاسی ، جنگ را پس از عقب نشینی وشکست ارتش عراق از خرمشهر ادامه داد وخسارت مالی و انسانی عظیمی را موجب گردید .
در دوره ریاست جمهوری وی بود که چترعملیات تروریستی و قتل افراد اپوزیسیون در خارج از کشور پهن شد و بیش از 200 تن از شخصیتها ،اعضاء ورهبران احزاب و گروهای سیاسی ترور شدند. رفیق حمید رضا چیتگر(بهمنی) عضو رهبری حزب کارایران(توفان) یکی ازاین قربانیان ترور درخارج از کشور بود.
هاشمی رفسنجانی معروف به عالیجناب سرخ پوش رهبری کننده قتل های زنجیره ای وترور نویسندگان وشخصیتهای منتقد ایران است.
هاشمی رفسنجانی نقش تعیین کننده ای درمسند قدرت نشاندن سید علی خامنه ای بعنوان رهبر وجانشین خمینی ایفا کرد وهم اوبود که دخالت سپاه دراقتصاد وقدرت سیاسی را فراهم آورد.هاشمی رفسنجانی معمار اصلی سیاستهای نولیبرالی درقالب تعدیل اقتصادی درایران بود که پس ازسرکوب خونین انقلاب وکشتارسال شصت ودرشوک فرو بردن جامعه به اجرا درآمد. براستی که وی فرزند خلف "میلتون فرد من" در صحنه ایران است و" گور خوابی" وفقر ومصیبت و لگد مال کردن حقوق کارگران نتیجه طبیعی سیاستهای نولیبرالی هاشمی رفسنجانی است که جامعه ایران را به ورطه سقوط کشانده است..............
امروزمجموعه ضد انقلاب حاکم وهمه کاربدستان "اصلاح طلب میانه رو"برون حکومتی و نو لیبرالهایی نظیر زیبا کلامها تا "چپ های غیرسنتی" چون فرخ نگهدار ها رهبر سازمان فدائیان اکثریت ....وبی بی سی نشینهای مدرن وسکولار، به عزا نشسته و با اظهار تاسف از مرگ این جلاد خونریز وجنایتکاردرسوگ فرورفته اند. براستی که نگرانی از" نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی" بدون عالیجناب سرخ پوش این ملا یای میانه روی ایران می تواند مختص افراد ومحافلی باشد که دراین نظام چیزی برای ازدست دادن دارند. فقط با دفن بختک رژیم سرمایه داری اسلامی است که می توان از شراین اختاپوس با تمام جنا ح هایش خلاص شد.
خبرمرگ قاتلان فرزندان ایران، نه تنها جای تاسف ندارد، بلکه روزشادمانی مردمان ایران است!
توفان
سخن هفته
دوشنبه نوزدهم دی ماه نود وپنج

 
 

۱ دی ۱۳۹۵

پیروزی مردم سوریه درحلب، پیروزی مردم جهان در نبرد بر ضد امپریالیسم، صهیونیسم و تروریسم جهانی است


پیروزی مردم سوریه درحلب، پیروزی مردم جهان در نبرد بر ضد امپریالیسم، صهیونیسم و تروریسم جهانی است


مردم سوریه در شهر حلب بر تروریستها غالب شدند و همه بشریت متمدن از این خبر احساس غرور و شادمانی کرد. پیروزی مردم سوریه در حلب پیروزی همه انسانها، به ویژه مردمان خاورمیانه است. پیروزی مردم سوریه در حلب البته پایان جنگ نیست، ولی نقطه عطفی در جنگی است که امپریالیسم و تروریسم آنرا به مردم سوریه تحمیل کردند و می­خواستند به تمام خاورمیانه تسری دهند. هنوز سوریه به طور کامل آزاد نشده است و تروریستهای وارداتی به کمک "جبهه وسیع دوستان سوریه" که اتحادی از امپریالیسم، صهیونیسم و ارتجاع منطقه است، فعال بوده و به تروریستهای وارداتی یاری می­رساند. این تروریستها اساسا اهل سوریه نیستند و از اقصی نقاط جهان به سوریه گسیل شده­اند. حتی معلوم نیست که این عده "مسلمان" هم باشند. ریش داشتن القاء مسلمانی آنها به افکار عمومی جهان است. این عده به راحتی می­توانند لامذهب، یهودی، مسیحی و یا دارای مذهب دیگری باشند، ولی آنچه در همه آنها یکسان است مزدوری آنهاست. این داعشیان اسلامی، شبیه لژیونرهای فرانسه هستند که از نیروهای فرانسوی و خارجی برای قتل عام مردم آفریقا و آسیا ساخته شده بودند و به توسعه نفوذ فرانسه در مستعمراتش کمک می­کردند. این لژیونرهای استعماری فرانسوی هنوز هم فعالند و به صورت ارتش حرفه­ای و مزدور که اجیر امپریالیسم­اند، فعالیت دارند. داعشیون در واقع لژیونرهائی­اند که به دین اسلام موقتا و یا دائما مشرف شده­اند.

 

امپریالیستها دخالت در امور داخلی سوریه را توسط شرکت علنی سفرای فرانسه و آمریکا در نمایشات اعتراضی اخوان­المسلمین که در آغاز فضای "بهار عربی" آزادانه حق نمایشات اعتراضی داشتند، به دست فراموشی سپرده­اند و در مورد این دخالت آشکار سکوت مرگ اختیار می­کنند. آنها کتمان می­کنند که عمال خویش، جاسوسان و خبرنگاران خویش را بدون مجوز قانونی و درخواست روادید، به طور غیرقانونی از مرزهای سوریه قاچاقی به داخل سوریه اعزام می­کردند تا گزارشهای باب میل آنها را تهیه کرده و برای فریب و صحنه­سازی به افکار عمومی جهان تلقین کنند. واقعیت این است که سفرای خارجی در امور داخلی سوریه رسما دخالت می­کردند و سفرای بیگانه مردم سوریه را به تحریک و توسل به قهر ترغیب و تشویق می­نمودند و زمانیکه در برنامه خویش شکست خوردند تک تیراندازهای داعش را به شهرهای سوریه گسیل داشتند تا با تیراندازی به ارتش و پلیس و توزیع اسلحه به جنگ داخلی دامن زنند. آنها جاسوسان خویش در ارتش را، به فرار ترغیب کردند، در محلهای استقرار دولت اسد بمب گذاری نمودند، در شهرها عملیات انتحاری برای ایجاد تزلزل و آشفتگی انجام دادند، به جان بشار اسد سوء قصد کردند، سوریه­ را با جار و جنجال از سازمانهای جهانی اخراج کردند، درِ سفارتخانه­های سوریه را در کشورهای تحت نفوذشان بستند، اپوزیسیونِ دستپرورده برای سوریه، در لندن و پاریس و برلین ساختند که مسئولیت اخبار جعلی را برعهده گیرند، آنها تلاش کردند با "آزاد سازی" بخشی از سوریه در مرز ترکیه به عنوان "سوریه آزاد" دولتی دست نشانده در این منطقه "سوریه آزاد" ایجاد کنند و راه تجاوز مستقیم امپریالیسم را به دعوت "دولت آزاد" سوریه به عنوان "ارتش آزاد سوریه" به سوریه مستقل بگشایند. همه این دسیسه­های امپریالیسم و تروریسم و فریبکاری­های بی­شرمانه به علت مقاومت مردم سوریه درهم شکست.

 

آنها کتمان می­کنند که به مدت 6 سال بیش از60 هزار نفر لژیونرهای مسلمان و تروریسم بین­المللی را از اقصی نقاط جهان از طریق ترکیه و اردن به سوریه گسیل داشتند و در این عرصه همه دوستان سوریه یعنی همه­ی ناتوی اروپا از جمله فرانسه، انگلستان، ایتالیا، آلمان و.. به رهبری آمریکا و همدستانش ترکیه و عربستان سعودی و قطر و کویت و مصر مُرسی، اردن و سایر مرتجعان عرب و حتی در این اواخر کردهای عراق و سوریه فعال بودند. آنها کتمان می­کنند جنگ با تروریسم جهانی را به عنوان "جنگ داخلی" در سوریه جا زدند و می­زنند. آنها کتمان می­کنند که به مدت 6 سال تمام سلاحهای زمینی و هوائی و مین­های ضد نفر و ضد بشر به تروریستها داده گلوله­های آنها و تمام سلاحهای سبک و سنگین و تجهیزات و وسایل حمل و نقل آنها را تامین کرده و وسایل مخابراتی و اطلاعات ماهواره­ای و اطلاعات از طریق آواکس هواپیماهای مجهز به رادار و متعلق به آلمان در اختیارشان قرار داده­اند. امپریالیستها کتمان می­کنند که شبکه مجازی را کاملا صحنه جولان تبلیغاتی آنها کردند و جاسوسان امپریالیستها ویدئوهای این جانیان را توسط بهترین کارشناسان خویش تنظیم و پخش می­کردند. آنها کتمان می­کنند که تمام این مجروحان تروریست را درمان کرده، به آنها دارو رسانده و تحت پوشش خدمات پزشکی گرفته­اند، به آنها غذا و پوشاک داده وحتی برایشان نکاح دستجمعی اسلامی جور کرده­اند. آنها کتمان می­کنند که این تروریستهای بین­الملل همه دارای شناسنامه بوده و از طریق مرزهای قابل نظارت و کنترل به داخل سوریه رفته و نام و نشان و مشخصات همه آنها برای مراجع امنیتی امپریالیستی روشن می­باشد. آنها کتمان ­می­کنند که این تروریستها همه دستمزد ماهیانه می­گیرند و حتی 6 هزار نفر آنها از بیکاران تونسی هستند که از طریق سازماندهی فرانسویها و تروریستهای لیبی که آنها نیز با ناتو همکاری می­کنند به سوریه اعزام شده­اند، آنها کتمان می­کنند که این تروریستهای بین­المللی در اردوگاههای آمریکا و ترکیه در اردن و ترکیه دوره­های کوتاه نظامی می بینند و به سوریه با نقشه و حسابگری اعزام می­شوند. آنها همه کتمان می­کنند که این تروریستها را تحت نام "سلفیست­ها" در ممالک امپریالیستی فربه کرده و آموزش داده و به سوریه اعزام کرده­اند و حالا خود را به کوچه علی چپ می­زنند که گویا از وجود این همه تروریست در ممالک خود در حیرت شده­اند. آنها کتمان می­کنند که برای پیشبرد کارشان در سازمان امنیت آلمان، در پلیس و در ارتش آلمان بخشهای همکاری با سلفیستها را تاسیس کرده بودند و حالا که اسرار آنها در اثر دستگیری تروریستها در سوریه و شکستشان رو شده و اسنادش در اختیار روسها، ایرانی­ها و دولت سوریه قرار گرفته است، بیکباره دولت آلمان خوابنما شده و پشت سرهم عمال نفوذی اسلامیستها را در مراجع نظامی، انتظامی و امنیتی خویش!!!؟؟؟ دستگیر نموده از کار بیکار می­کند تا چنین جلوه دهد که این همکاری­ها و جنایات بدون اطلاع دولت آلمان صورت گرفته است. آنها کتمان می­کنند که از محل نقل و انتقال ارز و پولهای تروریستها با خبرند و می­دانند که این ارتباطات از طریق ترکیه و عربستان سعودی و قطر صورت می­گیرد و ماشین کنترل "سویفت" بانکی آمریکا تمایلی به بستن و تحریم این حسابهای بانکی و جلوگیری از نقل و انتقالات پولی به تروریستها ندارد. این غارتگران پنهان می­کنند که نفتهای دزدیده شده عراق و سوریه از طریق کردها و ترکها را به بهای نازل می­خریدند و از بنادر فرانسه وارد اروپا می­کردند. این راهزنان پنهان می­کنند که در نابودی میراث فرهنگی سوریه برای اینکه هویت ملی آنها را ازبیم ببرند دست داشته و اشیاء دزدی آثار باستانی و عتیقه­جات سوریه ای را با بهای مناسب می­خریدند تا داعش را نیز از این طرق تقویت نمایند. این راهزنان کتمان می­کنند که...

 

ولی پیروزی مردم سوریه در حلب شکست دروغگوها و جاعلان اخبار جنگی نیز بود. شکست در حلب چشم بسیاری از مردم جهان را گشود که مطبوعات غرب همه دروغگو هستند که با بی­وجدانی خون ریزی امپریالیستها و دست تروریستهای آنها در استفاده از گاز شیمیائی و یا عملیات بمب گذاری برای کشتن مردم عادی را باز می­گذاشتند و می­گذارند. آنها حتی شورای امنیت سازمان ملل و شخص بان کی مون گماشته کره­ای­تبار آمریکائی را به خدمت گرفتند. ولی بازهم باختند و بازهم خواهند باخت. خاورمیانه برای اینکه روی آسایش ببیند باید دست امپریالیسم و صهیونیسم را از منطقه کوتاه کند. آنوقت باید با رژیمهای ارتجاعی حاکم در منطقه تعیین تکلیف کرد که آنهم به عهده خلقهای خود این کشورها بدون دخالت مزورانه خارجی است. تجربه حلب باید تجربه آموزنده ای برای مبارزه مردم ایران باشد تا مرز روشنی با دوستان و دشمنان ایران داشته باشند.

 

دست امپریالیستهای غرب به سر کردگی آمریکا از سوریه کوتاه باد!

حزب کارایران(توفان)

سه‌شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۵

www.toufan.org