۱ تیر ۱۳۹۴

سی وچهارسال از تیرباران قهرمانان توفانی گذشت  
ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم......

"زنده آنهایند که پیکار می کنند، آنها که جان و تنشان از عزمی راسخ آکنده است، آنها که از نشیب تند سرنوشتی بلند بالا می روند. آنها که اندیشمند به سوی هدفی عالی راه می سپرندو روز و شب، پیوسته در خیال خویش یا وظیفهﺍﻯ مقدس دارند، یا عشق بزرگ"…. (ویکتور هوگو)
...
قهرمانی٬ درخشانترین تجلیات روح انسانی است که بدون شک از طبیعت انسانهایی مایه میگیرد که از تعلق خویش به تودهای خلق و از تعلق خویش به جامعه انسانی و ایده آلهای با شکوه آن اهمیت قائلند. از اینرو آگاهانه تمام نیروی خویش را که از قدرت لایزال خلق مایه میگیرد وقف مبارزه در این راه آرمان نموده و به قهرمانان فناناپذیر تاریخ مبدل میشوند. رفقا رضا محمد پور، نادر رازی، مسعود نائبیان، داریوش انصاری، جانبرارروحی، مهدی شیر خدا، منوچهر تهرانی و رفیق ابراهیم داد جو ازجمله این قهرمانان تاریخند که ایستاده جان دادند و درمقابل ارتجاع سر فرود نیاوردند. سردارانی از ارتش پرولتاریای ایران که در مرگ خویش زندگی نسلهای متوالی زحمتکشان از بردگان دوران باستان و پرولتاریای مدرن گرفته تا زحمتکشان آزاد دنیای فردا را در نوردیده به ابدیت٬ به دورترین نقاط فراروی تاریخ پیوسته اند.

این رفقا درسی وچهار سال پیش، درتابستان 1360 به جرم دفاع از کارگران و زحمتکسشان و آرمان کمونیستی و عضویت در حزب پرولتاریای ایران حزب کارایران(توفان) تیرباران شدند و امروز در میان ما نیستند و خیلی زود٬ زودتر از آنچه به تصور آید ما را ترک کردند. اما مرگ آنها با مرگ عادی آنچنان که همه به آن دچار میشوند٬ تفاوت بسیار داشت. آنها در اوج سلامتی جسمی و فکری٬ و بر قله رفیع شکوفایی تن و جان٬ آمرانه مرگ را فراخواندند تا آمریت مطلق العنان آن را در هم شکنند. آنها به مرگ زود رس دچار نگشتند٬ بلکه در آنزمان که پاسداری از آرمان زندگی٬ زندگی انسانی٬ "برای انسان زحمتکش" جز با مرگ آگاهانه وارادی ممکن نبود٬ مردند تا این آرمان و امیدهای مربوط به آن را زنده نگاه دارند. اگر تاریخ باستانی مردم با داشتن یک آرش تیرانداز بر خود میبالد. تاریخ فردای این مردم به لشگرهایی تمام و کمال از آرشهای خویش خواهد بالید. سردارانی چون حاج علی دوافروش٬ اسدالله غفارزاده٬ حیدر عمواوغلی٬ حجازی کارگر چاپخانه٬ ارانی٬ روزبه٬ آوانسیان٬ قاسمی٬ بابا پورسعادت٬ قدرت فاضلی، رفقا مجلسی و حمید رضا چیتگر(بهمنی) که همچون ستارگانی در آسمان انفلاب ایران درخشیدند وزندگی والای خویش را آگاهانه فدا نمودند. کسانی که برای آرمانهای کمونیسم جان باختند.

رژیم فاشسیستی سرمایه داری جمهوری اسلامی با گلوله بارانهای خویش آنها را از میان ما برد٬ اما ما بار دیگر رفقا جانبرار روحی، مسعود نائبیان، نادر رازی،داریوش انصاری، ابراهیم دادجو، مهدی شیرخدا ، منوچهر تهرانی ، رضا محمدی... را درمیان کارگران و زحمتکشان ایران، معدنچیان شیلی وآفریقای جنوبی ، ملت قهرمان فلسطین بازیافته و صدای آنها را از خلال غریو رعد آسایی که خبراز توفانهای بنیان کن در آینده میدهد٬ میشنویم. آنها در وجود آن "شبحی" که به "گشت و گذار" در جهان مشغول است٬ فنا ناپذیر شده اند. شبح کمونیسم.
خاطره رفقای جانباخته ،جانبرار روحی، مسعود نائبیان، داریوش انصاری، ابراهیم دادجو، مهدی شیرخدا ، منوچهر تهرانی ، رضا محمدی و همه شهدای راه آزادی و سوسیالیسم را به سلاحی تبدیل کنیم و با آن قلب قاتلانشان را نشانه رویم. با امید و آرزوی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی واستقرار سوسیالیسم درایران یاد این رفقا را گرامی میداریم.
یاد همه جانباختگان راه ازادی و سوسیالیسم گرامی باد!
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی بدست کارگران و زحمتکشان ایران!

حزب کارایران(توفان
سی خرداد 1394 خورشیدی
www.toufan.org

۱۹ خرداد ۱۳۹۴

نظام مالی جهانی امپریالیستی غربی در حال فروپاشی(2)



نظام مالی جهانی امپریالیستی غربی در حال فروپاشی(2)


در مورد اسناد جدیدی که در مورد ماهیت فعالیتهای استعماری بانک جهانی منتشر شده است می توان بیشتر سخن گفت. آقای جیم یانگ کیم رئیس بانک جهانی اعتراف کرد که در فعالیتهای بانک جهانیِ توسعه، کمبودهائی به چشم می خورند که باید بر طرف شوند و وعده کرد به یک "روند اصلاحات" در این زمینه دست زند. آنچه را که رئیس بانک جهانی "کمبودها" می نامد چیز دیگری نیست جز سرکوب و استبداد بی حد و حصر برای پیش بردن نیات شوم اقتصادی سرمایه داران بزرگ و برنامه ریزی های این بانک به خاطر ایجاد شرایط مناسب سرمایه گذاری های کلان و تامین امنیت این سرمایه داران. آنها وعده کرده اند که در آینده از نقض حقوق بشر خودداری کرده، مانع تحمیلات مصیبتبار اجتماعی گردیده و از نابودی محیط زیست و آلودگی آن جلوگیری کنند. این اعترافات ضمنی گواه آن است که این بانک و شعب آن به نام حمایت از ممالک در حال توسعه و یاری به آنها از هیچ اقدام ضد انسانی برای تامین سود سرمایه های کلان خارجی خودداری نمی کرده اند و نمی کنند. وزیر توسعه آلمان آقای گرد مولر که عضو بانک جهانی است وعده کرده است که در "روند اصلاحات" آتی این بانک توجه کند که اصول یاد شده در بالا مجددا مورد تعرض قرار نگیرند(نقل از نشریه آلمانی زبان زود دویچه سایتونگ مورخ 18 تا 19 ماه مه 2015). در همین نشریه در شماره 16 آوریل 2015 از سیاست خانمان براندازی بانک جهانی، تحمیل قواعد غیر ایمنی و بهداشتی به مردم کشورهای بدهکار، سرکوب مردم که در مقابل تجاوز ماموران پلیس برای کوچاندن آنها مقاومت می کنند. سخن می رود. بانک جهانی مامور کنسرنهای جهانی است و هدفش این است که در ممالک بدهکار که قربانی این بانک هستند، نخست با وام دادن با بهره های کلان به بنای صنایع زیرساختی پرداخته و تمام زمینه های لازم را برای تامین سود سرمایه گذاران خارجی فراهم آورد تا آنها بتوانند با سرمایه گذاری در عرصه های سودآور از زیرساختهای اقتصادی این کشورها که هزینه اش را خود این کشورهای بدهکار می پردازند، برای خود استفاده کنند. از جمله ساختمان بنادر، فرودگاه ها و یا جاده ها تنها برای ورود ماشین آلات صنعتی و صدور کالاهای تولید شده با دستمزد ارزان به بازارهای جهانی برای رقابت بیشتر و بهتر کنسرنهاست. تولید این کالاها در بدترین و ناامن ترین شرایط بهداشتی و محیط زیستی و ایمنی که موجبات ارزانی کالا را فراهم می آورد، تولید می شود. بانک جهانی ماموریت دارد که این شرایط را نه برای کمک به مردمان این کشورها، بلکه برای کمک به سهامداران خود که کشورهای امپریالیستی هستند و از در عقب بانک جهانی به کشورهای نیازمند وارد می شوند، فراهم آورد. بانک جهانی دزدی است که با چراغ آمده تا "گزیده تر برد کالا". بانک جهانی نه تنها زندگی مردمان ساکن مناطق مورد هجوم خود را ویران می کند، سهل است، زمینهای آنها را غصب کرده، آنها را به قتل رسانده و تار و مار می کند. هرآنچه که نمی شود در اثر مقاومت مردم در اروپا تولید کرد چون تولیدش برای سلامت عمومی خطرناک است، این بانک در ممالک مدعی کمک به آنها با استفاده از ناآگاهی عمومی و رشوه خواری حکومتی تولید کرده خود به اروپا و جهان صادر می کند. در کنار بانک جهانی که به بزرگترین بستانکار جهانی بدل شده است ما با یکی دیگر از اهرمهای استعماری روبرو هستیم.

صندوق بین المللی پولIWF

صندوق بین المللی پول نیز که یکی از ابزار های استعماری است در ۷۰ سال پیش در کنفرانس معروف "برتن وودز"(Bretton Woods) بوجود آمد. وظیفه این صندوق را ایجاد تسهیلات لازم برای توسعه و تعدیل تجارت جهانی تعریف کرده اند. می گفتند که بعد از جنگ دوم جهانی و ویرانی اروپا "... قرار بر این بود که، برای بیرون کشیدن کشورها از ورطه فقر، "بانک جهانی" به سرمایه گذاریهای بلند مدت در امر توسعه دست زند، و "صندوق بین المللی پول" به عنوان نوعی ضربه گیر جهانی عمل کند و به ارتقای آندست از سیاست های اقتصادی ای بپردازد که از سوداگری های مالی و ناپایداری های بازار می کاهد. وقتی به نظر می رسید که کشوری دارد دچار بحران می شود، "صندوق بین المللی پول" می بایست وارد عمل شده، به اعطای وام و کمک های تثبیت کننده اقتصاد بپردازد و به این ترتیب، پیش از وقوع بحرانها، از آنها جلوگیری کند."(دکترین شوک: ظهور سرمایه داری فاجعه نوشته نائومی کلاین برگردان به فارسی مهرداد(خلیل) شهابی، میرمحمود نبوی صفحه244). امروز ۱۸۷ کشور عضو این صندوق هستند و این صندوق بین المللی پول همسو با بانک جهانی به ابزار سلطه اقتصادی و سیاسی امپریالیست ها، بویژه امپریالیسم آمریکا بر جهان تبدیل شده است. کلیه تصمیمات مهم صندوق نیازمند ۸۵ در صد رأی هستند که سهم آمریکا به مثابه بزرگترین سهامدار آن 75/16 در صد است که عملا در تصمیم گیریها از حق وتو استفاده می کند. یادآوری این نکته نیز لازم است که دولت آمریکا در صندوق بین المللی پول استقلال چندانی ندارد، بلکه نظرات و منافع "وال استریت"(Wall Street) و "هج فوند"(hedge fund) ها(صندوقهای سرمایه گذاری های پُرخطر) را به اجرا می گذارد. دولت آمریکا مجری سیاستهای اقتصادی کلان سرمایه داران انحصاری است.

این صندوق با اعطای وام شرایط بسیار دشواری را برای کشورهای متقاضی تعیین می کند. به قسمی که با تعیین و تحمیل برنامه های ریاضت اقتصادی عملا در امور اقتصادی کشورهای دریافت کننده وام دخالت و اخلال می کنند و آنها را از نظر اقتصادی و در نهایت سیاسی به سرمایه های بین المللی و کشورهای سرمایه داری پیشرفته وابسته می سازد. این نهاد عملا چیزی نیست جز عامل اجرای سیاست های سرمایه های کلان مؤسسات اعتباری و بانکی. پروفسور هاجون چَنگ در کتاب "نیکوکاران نابکار" (برگردان به فارسی میرمحمود نبوی، مهرداد(خلیل) شهابی در صفحه 57) می آورد: "در پی بحران بدهی "جهان سوم" در سال 1982، نقش "صندوق بین المللی پول" و "بانک جهانی" هر دو به شکل چشمگیری تغییر کرد. این دو نهاد، در اقدامی مشترک، "برنامه های تعدیل ساختاری" کذایی را آغاز کردند و با آن بر سیاستهای اقتصادی کشورهای در حال توسعه فشار و نفوذ بسیاری وارد آوردند. در مقایسه با وظایفی که بدوا برای "نهادهای برتن وودز" تقریبا در همه ی عرصه های سیاست گذاری اقتصادی جهانِ در حال توسعه عمیقا وارد شده بودند. آنها به عرصه هایی چون بودجه ریزی دولتی، تنظیم ضوابط صنعتی، قیمت گذاری محصولات کشاورزی، تنظیم ضوابط بازار کار، خصوص سازی و سایر عرصه وارد شدند. در دهه ی 1990، در این "اقدامات فراماموریتی"، باز هم فراتر رفته و اعطای وام ها شان را منوط به شروطی در رابطه با "نظام تدبیر" کردند. این شروط شامل دخالت این دو نهاد وام دهنده در عرصه هایی بود که تا آن موقع حتا تصورش هم نمی شد-عرصه هایی از قبیل دموکراسی، تمرکز زدایی دولتی، استقلال بانک مرکزی، و نحوه اداره ی بنگاه های اقتصادی. این اقدامات فراماموریتی مسئله خطیری را پیش می کشد. چارچوب کاری "بانک جهانی" و "صندوق بین المللی پول" در آغاز نسبتا محدود بود. اما بعدها این دو نهاد چنین استدلال کردند که ناچارند در عرصه های جدیدی ورای چارچوب وظایف اولیه شان دخالت کنند زیرا که این عرصه ها نیز بر عملکرد اقتصادی تاثیر می گذارند، و قصور در آن عرصه هاست که کشورهای مزبور را مجبور به استقراض کرده است. اما، با این شیوه استدلال، دیگر هیچ عرصه ای در زندگی ما باقی نمی ماند که "نهادهای برتن وودز" قادر به دخالت در آنها نباشند. هر کاری که در کشوری صورت گیرد تبعاتی بر عملکرد اقتصادی کشور دارد. پس با این منطق، لازم می آید که "صندوق بین المللی پول" و "بانک جهانی" بتوانند شروطی را بر هر چیز تحمیل کنند، از تصمیمات مربوط به باروری(میزان زاد و ولد)، یکپارچگی قومیت ها و برابری جنسی گرفته تا ارزش های فرهنگی." همین سیاستهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است که دولتهای رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد و امروز دولت تدبیر آقای روحانی در ایران اجراء می کنند. ادامه و پافشاری بر این تصمیمات، ایران را به یک کشور مستعره بدل خواهد کرد که سرنوشت مردمش را "وال استریت" و "هج فوند"ها تعیین می کنند. مبارزه با سیاست نظم زدائی، خصوصی سازی، حذف یارانه های مردمی، تعدیل بودجه رفاهی و اجتماعی، نابودی ثروتهای عمومی، رانت خواری و امثالهم، از وظایف ما کمونیستهاست تا ایران ما به مستعمره امپریالیستها بدل نشود.(ادامه دارد)

بر گرفته از توفان شـماره 183خرداد ماه 1394ـ ژوئن سال 2015
ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)
صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت
www.toufan.org
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل)
toufan@toufan.org
لینک چند وبلاگ حزبی
..........................
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
وبلاگ کارگر آگاه
http://www.kargareagah.blogspot.se/
سایت کتابخانه اینترنتی توفان
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/toufan.hezbekar
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

۱۲ خرداد ۱۳۹۴

نشریات جدید توفان خرداد ماه 1394



لطفا نشریات جدید توفان ، خرداد ماه 1394 را ملاحظه فرمائید
با احترام
 
......................
در نشریه توفان ارگان مرکزی حزب کارایران مقالات زیر را می خوانید


در نشریه توفان الکترونیکی شماره 107 حزب کارایران مطالب زیر را می خوانید
 
تشدید استثمار، تفرقه افکنی، زندان وشکنجه
اساس سیاست جمهوری اسلامی دررابطه با طبقه کارگراست
 


***
گزارش تازه ای ازاوضاع کنونی ایران
گزارشی ازسرزمین مقاومتها(بخش دوم)
***
فرخنده باد هفتادمین سالروز پیروزی برفاشیسم
 


***
تائید تسلیم خفتباررژیم وقرارداد پروتکل الحاقی خیانت به مردم ایران است
افتخار بر استالین رهبر ارتش قهرمان سرخ شوروی !
***
- چهلمین سالروزپیروزی خلق قهرمان ویتنام و آموزش ازآنان
 -بمناسبت بیست وهشتمین سالگرد سالگرد ترور جنایتکارانه رفیق حمید رضا چیتگر (بهمنی)
اعلامیه حزب در مورد دستگیری کارگران:
هراس رژیم ازیگانگی واتحاد کارگران وزحمتکشان است
گزارشات رسیده ازرفقای حزبی در مورد تظاهراتهای اول ماه مه
وجشن هفتادمین سالگرد پیروزی بر فاشیسم
-درحاشیه تظاهرات معلمان"می زنم فریاد هر چه  باداباد"
گشت وگذاری در فیسبوک. پاسخ به برخی از سئوالات

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴

ویژه نامه توفان پیرامون توافقنامه ننگین لوزان

ویژه نامه توفان پیرامون توافقنامه ننگین لوزان
 درافشاء نظریات آمریکائی پسند و ضد ملی حزب رویزیونیستی توده ایران و سردرگمی اپوزیسیون سیاسی ایران

توافقنامه ننگین لوزان و اپوزیسیون سیاسی ایران

توافقنامه هسته ای لوزان میان ایران و ممالک امپریالیستی 5+1، سازمانهای سیاسی ایران را مجبور کرد که در این عرصه به اتخاذ موضع بپردازند. وقتی شما به این نظریات گسترده برخورد می کنید و آنها را مورد بررسی قرار می دهید، متوجه می شوید که پاره ای از آنها ملقمه ای از دو پهلو گو...ئی، آشفته فکری، سردرگمی، چپنمائی انقلابی، خیانت به منافع ملی و تبدیل شدن به سخنگویان امپریالیسم و صهیونیسم، بی دورنمائی، بی خبری، پرگوئی، آسمان و ریسمان بهم بافتن، بی سر و ته سخن گفتن، اپورتونیستم و... به هم بافته اند و چیز دیگری که موجب احترام شما به این اپوزیسیون قابل ترحم شود در عریضه های بی سر و ته شان نمی یابید. در این پرگوئی ها رهنمودی برای مردم ایران نیست. کسانی هستند در میان این اپوزیسیون که همدست امپریالیسم و صهیونیسم اند و می دانند که چه می خواهند و چه می کنند و لذا از تحقق سیاست امپریالیسم و صهیونیسم در مورد تعطیل دستآوردهای ایران مسرورند، ولی سازمانهای اپوزیسیون ایران در مجموع خویش نوکر بیگانگان نیستند، ولی اغلب آنها توانائی نظری، دوراندیشی سیاسی، ستون فقرات سیاسی لازم را برای اتخاذ موضع و شناخت مسایل ندارند و یا اینکه "شغل اپوزیسیون" برای آنها برای پر کردن زمانهای تنهائی آنهاست، و جدی نیستند و اراده کسب قدرت سیاسی در ایران و رهبری یک کشور 75 میلیونی را ندارند و به آن فکر نمی کنند.......با باز کردن لینک کل مطلب را بخوانید!مطالعه این سند را به همه دوستان و رفقا وتمامی مدافعان آزادی واستقلال توصیه میکنیم.
http://toufan.org/Maghalat%20jadid/Viegehnameh%20Toufan.pdf

۷ اردیبهشت ۱۳۹۴

قعطنامه اول ماه مه (روز جهانی کارگر94)سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:

قعطنامه اول ماه مه (روز جهانی کارگر94)سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:

اول ماه مه روز جهانی کارگر را گرامی می داریم
فرا رسیدن اول ماه مه روز ج...هانی کارگر را به عموم کارگران و زحمتکشان و همکاران گرامی و دیگر آزادگان عدالت جوی که بی هیچ چشم داشتی در راه حق و عدالت جهانی ره می سپارند جانانه و همدلانه شادباش میگوییم.
بنابر آئین مبارزات حق طلبانه کارگری ایران و جهان سندیکای کارگران شرکت واحد نیز همچون میلیونها میلیون کارگر زحمتکش قیام خونین کارگران مبارز حق طلب شهر شیکاگو را پاس داشته و یاد جان باختگان آن جنبش کارگری را ارج می گذارد و به خاطره همه جان باختگان و کوشندگان جنبش کارگری درود میفرستد.


سندیکای کارگران شرکت واحد همراه و همصدا با جنبش عدالت خواهانه مردم ایران و جهان فریاد اعتراض خود را علیه همه بی عدالتی ها و بیدادگری ها اعلام می دارد و فشرده ای از خواسته های خود را به آگاهی عموم مسئولین و مردم میرساند.
1- تعیین حداقل دستمزد ناعادلانه 712هزارتومانی سال 1394 کارگران و بازنشستگان کارگری در شرایط اضطراری نیمه شب و ادعای دروغین سه جانبه گرایی را محکوم کرده و خواهان برقراری دستمزدی عادلانه برای تامین زندگی شایسته برای کارگران و بازنشستگان کارگری و دیگر حقوق بگیران همچون معلمان و پرستاران هستیم؛ و اعتراضات و اعتصابات کارگری درباره این بیعدالتی را تائید و حمایت می-کنیم.


2- سندیکای کارگران شرکت واحد صدور احکام زندان، شلاق، اخراج، تعقیب و مراقبت پلیسی امنیتی علیه کارگران حق طلب و فعالان حقوق کارگری را محکوم کرده و ضمن درخواست پایان یافتن این رفتارهای غیر انسانی خواستار آزادی رضا شهابی راننده عضو هیات مدیره این سندیکا و دیگر کارگران زندانی میباشیم و همچنین خواهان بازگشت بکار رانندگان حق طلب سندیکایی آقایان حسن سعیدی، وحید فریدونی، ناصر محرمزاده، حسین کریمی سبزوار و خانم شیری که با پرونده سازی و زد و بند مدیریت و حراست شرکت واحد با مراجع وزارت کار از کار اخراج شده اند هستیم و اعاده کلیه حقوق معوقه آنها را خواستاریم.
3- سرکوب و کارشکنی و عدم به رسمیت شناختن حقوق سندیکاهای کارگری توسط مسئولان را محکوم میکنیم. و خواستار تشکیل سندیکاهای کارگری و رعایت حقوق بنیادین کار به ویژه مقاوله نامه های 87و 98سازمان بین الملی کار هستیم و دادخواهی و شکایت کارگران را در این باره به سازمان بین الملی کار حق مسلم کارگران می دانیم.
4- خواهان تبدیل تعطیلی روز جهانی کارگر به تعطیلی عمومی سراسری در تقویم سالیانه کشوری هستیم و خواستار فراهم سازی شرایط برگزاری مستقل گردهمایی، راه پیمایی، اعتراضات و اعتصابات و جشن های عمومی کارگران می باشیم.
5- ما کاهش شصد درصدی قدرت خرید کارگران در ده سال گذشته و اختلاس و حیف و میل گسترده اموال کارگران در سازمان تامین اجتماعی توسط قاضی مرتضوی و همدستانش را سرقت و خیانت به منافع و دسترنج کارگران می دانیم و خواستار محاکمه علنی و مجازات عاملان این خیانت واسترداد اموال کارگران هستیم.
6- حوادث و سوانح مرگبار ناشی از کار به ویژه در بخشهای ترابری و معادن و ساختمان سازی، قراردادهای موقت و سفید امضاء، عدم امنیت شغلی و عقب افتادگی پرداخت دستمزد و حقوق از معضلات و مشکلات توان فرسای همیشگی کارگران این سرزمین بوده است. ما ضمن اعتراض شدید به مسئولان مربوط به ویژه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی خواهان پایان این شرایط زجرآور برای کارگران هستیم.
7- عدم حضور نمایندگان واقعی منتخب میلیونها کارگر ایران در مراکز امور کارگری مانند شورای عالی کار و سازمان تامین اجتماعی را که باعث حیف و میل اموال کارگران و افزایش شکاف طبقاتی و خط فقر شده است را محکوم میکنیم. بنابراین علاوه بر درخواست حضور نمایندگان کارگران در این مراکز خواستار حضور نمایندگان واقعی منتخب کارگران در نهادهای کلان اقتصادی اجتماعی کشوری و همچنین تحویل اموال و مکان های عمومی کارگری همچون مراکز خانه کارگر و دیگر مکان های اقامتی سیاحتی به این نمایندگان منتخب کارگران هستیم.
8- اکثر بازنشستگان کارگری در شرایط وخیم اقتصادی و معیشتی روزگار میگذرانند و به لحاظ کمک های غذایی بهداشتی دچار کمبودهای اساسی میباشند. ما ضمن اعتراض به این وضعیت اسفناک خواستار برخورداری همه بازنشستگان به ویژه بازنشستگان حداقل بگیر از یک زندگی خوب و شایسته هستیم.
9- بعلت بی لیاقتی ها و ناتوانی ها مدیریتی میلیونها جوان ایرانی از حق داشتن کار محروم و دچار آینده نامعلومی هستند. ما همراه با اعتراض و محکوم کردن این وضعیت خواستار بهبود شرایط و پایان این وضعیت ناهنجار و پرداخت دستمزد بیمه بیکاری برای همه بیکاران هستیم.
10- ما نسبت به وضعیت فاجعه بار کودکان کار و خیابان اعتراض داریم و ضمن محکوم کردن آن خواستار پایان این فاجعه در حال گسترش هستیم و از مسئولین میخواهیم نسبت به رعایت حقوق کودکان این مرز و بوم وظایف خود را به دقت انجام دهند.
11- در شرایط تورم و گرانی روز افزون اعمال سیاست های اقتصادی مخالف عدالت اجتماعی معروف به سیاست¬های ریاضتی همچون رها سازی قیمت ها، تعدیل کارکنان و خصوصی سازی های منجر به اخراج کارگران و مقررات زدایی حقوق کار و نابود سازی دستاوردهای چند ده ساله حقوق کارگری و تعرض ضد کارگری به قانون کار را محکوم کرده و خواهان پایان بخشی به این سیاست¬های اقتصادی ضد کارگری و ضد عدالت اجتماعی هستیم.


12- ما به همراه کارگران ایران بر پایه منش آزادگی و عدالت خواهی خواستار رعایت حقوق همه مردم ایران به ویژه کوشندگان عرصه های مردمی بر اساس استانداردهای جهانی حقوق انسانها هستیم و برابری حقوق زنان و مردان را در همه عرصه ها و در بهره مندی از حقوق و مزد و مزایای مطلوب و دیگر شرایط اجتماعی که تقویت کننده عدالت اجتماعی است میباشیم.
13- ما به همراه عموم کارگران ایران و جهان سیاست های جنگ افروزانه و تجاوز کارانه علیه کشورها را محکوم کرده و خواهان برقراری صلح و امنیت در منطقه و جهان و دفاع از منافع عمومی و آزادی و رفاه و پیشرفت مردم ایران و منطقه و جهان هستیم.
14- ما خواهان رفع هر گونه تبعیض و بی عدالتی نسبت به کارگران مهاجر در ایران و سراسر جهان هستیم.
در پایان به آنانی که گوش بر فریاد خشم و خروش مردمان و چشم بر بیدادگری و تبعیض و فقر و فساد گسترده فرو می بندند و ستم کاری بر آزادگان و مردمان فرو دست را نادیده میگیرند هشدار می دهیم! سرنوشت تلخی را برای خود در تاریخ رقم میزنند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اردیبهشت 94

۱۹ فروردین ۱۳۹۴

بیانیه خفت انگیز لوزان درفروش همه حقوق قانونی ایران


بیانیه خفت انگیز لوزان درفروش همه حقوق قانونی ایران

 

در تاریخ 2 ماه آوریل 2015 مطابق با 13 ماه فروردین 1394 بیانیه مشترک پایانی مذاکرات لوزان بر سر مسئله هسته ای ایران منتشر شد. در این بیانیه برسرمولفه های مهم "برنامه جامع اقدام مشترک"(برجام) میان وزرای امور خارجه ممالک 5+1 با جمهوری اسلامی ایران توافقاتی صورت پذیرفته است. این بیانیه ناظر به آن نکات اساسی است که باید در توافقنامه قطعی که هنوز تدوین نشده است و تنها چارچوب آن بر اساس این مولفه های این بیانیه تعیین گردیده است به صورت یک توافقنامه قطعی تا تاریخ 30 ژوئن 2015 همراه با ضمایم فنی اش در آمده و برای تصویب نهائی تدوین و آماده گردد.

 

جالب این جاست که تنها جمهوری اسلامی است که از انتشار اصل این بیانیه و توافقات پشت پرده طفره می رود و حاضر نیست آنرا به صورت علنی منتشر کرده و حتی در مجلس دست نشانده خود به بحث نمایندگان "ملت" بگذارد. توگوئی خودش می داند که این "نمایندگان"، "نمایندگان ملت" نیستند. نه مردم ایران و نه نمایندگان مجلس از مضمون و محتوی یک چنین سند مهمی مطلع نیستند. روزنامه زود دویچه سایتونگ در تاریخ 4/5/6 ماه آوریل 2015 نوشت: "علاوه بر بیانیه وزرای خارجه، اسناد گسترده ی مورد توافق دیگری نیز در جزئیات وجود دارند. که هنوز علنی نشده اند، ولی این اسناد در دسترس نمایندگان کنگره آمریکا و اعضاء اتحادیه اروپا در یک نشست محرمانه برای اطلاع آنها قرار خواهند گرفت". ظاهرا فقط مردم ایران نامحرم هستند که نباید از مضمون این مسناد مطلع شوند. آقای ظریف و تیم مذاکره کننده وی به رهبری سیاسی و توافق کامل آقایان خامنه ای-روحانی با امضاء این اسناد محرمانه، چه دسته گلی به آب داده اند. هنوز زد و بند جمهوری اسلامی با امپریالیستها بر سر منافع ملی ایران در تمام ابعاد خود از فنی گرفته تا سیاسی و اقتصادی روشن نشده است، ولی همین صحنه سازی های حاکمیت در ایران و نتانیاهو در اسرائیل و کنگره آمریکا حاکی از آن است که کالای بنجلی را می خواهند به ایران بفروشند. حتی کنگره آمریکا از هم اکنون برای تکمیل سیاست تروریستی خود اعلام می کند که توافقات با ایران را چنانچه جمهوریخواهان به قدرت برسند نفی خواهد کرد. با اعلام موضع آنها همه توافقات با ایران موقتی است و ارزش گذرا دارد. این سیاست در عین حال ایجاد دلهره در رهبران سیاسی ایران است تا به تسلیم بیشتری وادار شوند.

 

جمهوری اسلامی ایران زمانی به پای میز مذاکرات با آمریکا رفته است که در موقعیت بسیار ضعیفی قرار داشته و طبیعی است وقتی کسی با روحیه تسلیم و "عقب نشینی انقلابی" برای مذاکره می رود و از نارضائی و طغیان مردم کشورش بیشتر هراس دارد تا تهدیدهای امپریالیسم و صهیونیسم، دستآورد بهتری از آنچه که امپریالیسم و صهیونیسم به ایران تحمیل کرده اند، ندارد. هنوز متن کامل سند اصلی مورد توافق منتشر نشده است و کسی از کم و کیف آن با خبر نیست ولی عمال رئیس جمهور ایران به راه افتاده و در ایران جشن می گیرند و به جو سازی مشغولند تا کسی به نتایج این سند اسارتبار فکر نکند. رژیم بقدری مردم را تحت فشار قرار داده و سطح زندگی را پائین آورده است که مردم عادی تنها به روز بعد می اندیشند و برای رهائی از این مصیبتها پایان تحریمها را به نادرستی پایان زجر خود و آغاز زندگی بهتر به حساب می آورند. هر آنچه دولت جمهوری اسلامی به مردم تحویل می دهد مملو از مشاطه گری و دروغگوئی است و می خواهد انظار را از تسلیم طلبی خود دور کند.

 

تنها به چند مورد این عملیات قهرمانانه جمهوری اسلامی توجه کنیم.

ادعا می شد که ایران در حال ساختن و یا دارای بمب اتمی است و بمب اتمی در دست آخوندها دنیا را به جنگ جهانی سوم می کشاند. این ادعا توسط امریکا و اسرائیل و اپوزیسیون جاسوس و خودفروخته ایران دامن زده می شد. در این مذاکرات کوچکترین اشاره ای به این سند مهم که باید ثابت کند که ایران دارای بمب اتمی بوده و یا در پی ساختن آن بوده است دیده نمی شود. اگر قرار بر راست آزمائی باشد، چرا نباید محک راستگوئی و ماهیت دروغگوئی امپریالیستها روشن شود؟ مگر اساس این مذاکرات بر این مبنا نبود که ادعا می شد ایران دارای بمب اتمی است و باید جلوی این خطر را گرفت. تمام تحریمهای بر ضد ایران بر همین مبنا صورت گرفت و امروز طوری صحبت می شود که گوئی "شتر دیدی ندیدی" و جمهوری اسلامی نیز این خفت را می پذیرد و حتی جرات نمی کند در طی بیانیه ای جداگانه این دروغها را افشاء کند.

جمهوری اسلامی می خواست از حق مسلم ایران در استفاده صلح آمیز از سوخت هسته ای دفاع کند. این حق مسلم مردم میهن ما در "موافقتنامه منع گسترش سلاحهای هسته ای" که ایران هم آنرا امضاء کرده است ثبت است و باید آژانس بین المللی انرژی هسته ای تحت نظر سازمان ملل متحد، بر اساس این حق قانونی، تمام امکانات لازم را در اختیار ایران قرار دهد و به ایران یاری رساند تا بتواند به استفاده صلح آمیز از این انرژی دست یابد. این حق ایران و همه ممالک جهان از جمله همه کشورهای غیر متعهد است و در تمام موافقنامه های جهانی درج شده است. حال تجمع کردن تا قاعده خاصی برای ایران بتراشند، تا ایران تنها بر اساس این قاعده خاص حق داشته باشد از انرژی صلح آمیز هسته ای استفاده کند، نقض پیمانهای جهانی و بی اعتبار کردن همه توافقتنامه های بین المللی بر اساس زورگوئی امپریالیسم و صهیونیسم است. رژیم جمهوری اسلامی ایران به جای اینکه بر مردم کشور و به افکار عمومی مردم جهان تکیه کرده و با استفاده از تضادهای جهانی حق میهن ما را به کرسی بنشاند و تسلیم زور که پایانی بر آن قابل تصور نخواهد بود نشود، بر اصل این زورگوئی صحه گذارده و تائید کرده است که تحقق این حق و اجرای آن وابسته به طبع و خلق امپریالیستهاست. اصل و اساس شرکت در مذاکرات هسته ای با امپریالیستها، پذیرش اصل این سنت گذاری جدید در اجرای توافقنامه های بین المللی است. از این به بعد توافقنامه های بین المللی به توافقنامه های درجه یک و توافقنامه های درجه دو بدل می شوند و توافقنامه های درجه دو باید اعتبار خود از امضای رئیس جمهور و کنگره آمریکا کسب کنند. رژیمی که به این ننگ تن در دهد، روشن نیست کدام خفتهای دیگری را نیز تحمل خواهد گشت. رژیمی که بقاء خودش مهمتر از بقاء ایران باشد، سرنوشت نابودیش بدست مردم ایران محتوم است.

جمهوری اسلامی چه چیز بدست آورده است و چه چیز از دست داده است؟

جمهوری اسلامی تائید کرده است که بدون توافق امپریالیستها در عرصه جهانی دارای کوچکترین حقوقی نیست. جمهوری اسلامی تائید کرده است که تمام تضییقات، محدودیتهای سیاسی، اقتصادی و محاصره مالی و اقتصادی از جانب شورای امنیت سازمان ملل، کنگره آمریکا و یا اتحادیه اروپا "محقانه" بوده و حال باید این محدودیتهای "محقانه" در طی مذاکرات و در نتیجه مذاکره با ایران برداشته شوند. واقعیت این است که اساسا این تحریمهای غیر قانونی، موضوعیت نداشته است که ایران بر سر رفع آنها به امپریالیستها مذاکره کرده و رشوه بدهد. کنگره آمریکا بر اساس کدام حق در جهان می تواند برای سرنوشت سایر ملتها و دول جهان تصمیم بگیرد که رژیم جمهوری اسلامی با خواهش و دریوزگی "متوقف کردن" تحریمها را(درست خوانده اید متوقف کردن و نه رفع آنها-توفان) از آمریکا در قالب یک گناهکار طلب کرده و آنرا پیروزی ملت ایران جلوه می دهد. اساس تحریمها، چه برسد به تحریمهای غیر قانونی کنگره آمریکا و نشست شورای اروپا، نادرست و اعمال فشار و زورگوئی و اقداماتی تروریستی به ضد یک کشور مستقل سازمان ملل متحد است که حق دارد از انرژی هسته ای در کادر توافقات مندرج در پیمان "منع گسترش سلاحهای هسته ای" استفاده کند. این تهدیدات تروریستی نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد است. جمهوری اسلامی به آمریکا امتیاز می دهد و خواهش می کند تا کنگره آمریکا به همین حد تحریمها قناعت کرده و ایران را مشمول تحریمات بیشتری نکند. آیا این پیروزی ایران است و یا خفت جمهوری اسلامی است؟

وضعیت کنونی را در نظر بگیرید. کشوری که از همه حقوق قانونی استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای برخوردار است، مورد هجوم بیگانگان قرار می گیرد و تحریم می شود و تحریکات تروریستی بر ضد آن شروع می گردد تا مجبور شود از حق خود صرفنظر کند و آنرا منوط به پذیرش شرایطی نماید که از شرایط اولیه بدتر است، این امر انسان را بیاد قرارداد ترکمانچای می اندازد. امپریالیستها پرچم تحریمهای غیر قانونی را برافراشتند و ایران را مجبور کردند که از تحقق حقوق خود انصراف جوید و حال پله پله تحریمهای غیر قانونی را حذف می کنند و آنرا اعطاء امتیاز به ایران جلوه می دهند. ایران حقوق خود را از دست داده و به بازیچه دست سازمانهای جاسوسی امپریالیستی بدل شده است و امپریالیستها تنها تحریمهای غیر قانونی خویش را با طلبکاری و به عنوان محصول مذاکرات بر می دارند. آیا این اقدام خفت انگیز نامش امتیاز گرفتن از امپریالیستهاست؟

 

رژیم جمهوری اسلامی قرار داد الحاقی منع گسترش سلاحهای هسته ای را که یک قرار داد اضافی بوده و ربطی به اصل موافقنامه "منع گسترش سلاحهای هسته ای" ندارد امضاء کرده است. این قرار داد را نه روسیه، نه چین، نه آمریکا و نه سایر ممالک دارای بمب اتمی هیچکدام امضاء نکرده اند، ولی همه آنها این قرار داد استعماری را به ایران تحمیل نموده اند. به موجب این قرار داد سازمانهای جاسوسی بیگانگان در لباس ماموران آژانس بین المللی انرژی هسته ای که نمونه آن را ما در عراق و ایران شاهد بوده ایم، می توانند هر موقع، بدون درخواست اجازه از دولت ایران، به طور سرزده وارد ایران شده و هر جائی را که خواستند، بدون محدودیت به بهانه اینکه در پی ممانعت از ساختن بمب اتمی هستند بازرسی کنند. این بازرسی شامل همه تاسیسات هسته ای و غیر هسته ای ایران اعم از صنعتی و یا نظامی ایران نیز می شود. چنین خیانتی نقض حاکمیت ملی ایران است و تسلیم خیانتکارانه ای بیش نیست. رژیم جمهوری اسلامی این امر را از مردم ایران پنهان می کند.

 

آنها پذیرفته اند که "در جهت شفافیت و اعتماد سازی به صورت داوطلبانه پروتکل الحاقی را به صورت موقت اجرا" نمایند(تکیه همه جا از توفان). توگوئی اگر یک سند تسلیم طلبانه را به صورت داوطلبانه اجراء کنند، از بارِ خفتِ تحمیل آن سند کاسته می شود. در همین عبارت کوتاه جمهوری اسلامی اعتراف کرده است که امپریالیستها قابل اعتمادند و این ایران بوده است که باید شفاف سازی کرده و اعتماد دیگران را به دست آورد. رژیم جمهوری اسلامی به تمام تبلیغات زهرآگین و دروغهای شاخدار جرج بوش و تونی بلر و نتانیاهو در همین دو سه کلمه صحه گذارده است و مضحک تر اینکه برای فریب مردم ایران مدعی شده که فقط با جاسوسی خارجیان تنها با هوش سرشار خود، به صورت "موقت" موافقت کرده است و نه به صورت دائم تا اینکه جاسوسان آژانس در البسه "ناظران بین المللی" همه تاسیسات نظامی ایران را چه در زمینه پرتاب موشک و چه در زمینه صنایع نظامی، تسلیحاتی، هسته ای و صنایع کلیدی بازرسی کرده، نقشه های آنها بدست آورده، از محل آنها تصویر برداری نموده و مانند تجربه عراق همه این اسرار را در اختیار آمریکا و اسرائیل برای نابودی بعدی قرار دهند. اجرای پروتکل الحاقی به صورت موقت معنی دیگری جز این ندارد. جاسوسی موقت و جاسوسی دائم از تاسیسات سری فقط در منطق جمهوری اسلامی می گنجد. گذشته از اینها حد زمانی آن موقت بودن نیز معین نشده است. شاید در 100 سال آینده موقتا حق بازرسی و جاسوسی به همه سازمانهای جاسوسی بیگانگان منتقل شده است .

مولفه های بیانیه اخیر که تا حدودی نیز به امر فنی تاسیسات هسته ای اشاره دارد اعترافی است به تعطیل تمام تاسیسات هسته ای ایران و برباد دادن میلیاردها دلار ثروت ملی این کشور و تسلیم جبونانه به فشار امپریالیستها.

 

حزب کارایران(توفان) در این باره مجددا سخن خواهد گفت و اعلام می کند که این قراردادهای استعماری را هرگز به رسمیت نمی شناسد و از حق میهن ما در استفاده بی قید و شرط از انرژی هسته ای در راه فعالیتهای مسالمت آمیز همانگونه که در متن "پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای" آمده است دفاع خواهد کرد و هیچ قاعده خاصی را که برای اندام ایران تراشیده باشند برسمیت نمی شناسد.

رژیم جمهوری اسلامی تلاش می کند متن این خفت نامه را از انظار مردم ایران پنهان نگاهدارد و با صحنه سازی و فریب مردم آنرا پیروزی بزرگ مردم ایران جا بزند. امپریالیستها نیز بیاری رژیم جمهوری اسلامی می آیند و با صحنه سازی های جهانی چنین وانمود می کنند که کنگره آمریکا و دولت اسرائیل با "این همه امتیازاتی" که دولت آمریکا به ایران داده است موافق نیستند تا دست رژیم جمهوری اسلامی را در فریب مردم باز بگذارند و زمینه ای نیز آماده کنند تا با در دست داشتن سرِ گرگ، ایران را به عقب نشینی های بیشتر وادار کرده و حتی پاره ای از نکات توافقنامه کنونی را نیز خنثی سازند.

رژیم جمهوری اسلامی با سرکشیدن جام زهر نشان می دهد که از مردم ایران بیشترازامپریالیسم و صهیونیسم هراس دارد. آنها برای بقاء خود به آمریکا و اسرائیل تکیه می زنند و این تازه آغاز کار است و باید منتظر تحولات بعدی درعرصه های سیاسی درمنطقه بود.     

  

حزب کار ایران(توفان)

یکشنبه ۱۶ فروردین۱۳۹۴

www.toufan.org

۱۵ فروردین ۱۳۹۴

مناقشه هسته ای فقط یک بهانه است

مناقشه هسته ای فقط یک بهانه است
آیا با عقب نشینی رژیم وامضای پروتکل الحاقی  قضیه پایان میگیرد،
تحریمها لغومیشوند وآمریکا دست ازسر رژیم برخواهد داشت؟
 
 همزمان با آغاز دور ديگری از مذاکرات هسته ای در سوييس، جان کری، وزير امور خارجه امپریالیسم آمریکا گفته است، "موانع پيش رو برای دستيابی به توافق برای حل مناقشه هسته ای ايران نه فنی بلکه سیاسی هستند." جان کری این بار بی پرده سخن گفت. مناقشه هسته ای فقط بهانه ویک ابزار فشار برای دستیابی به سازش سیاسی است.به بیان روشنتر جمهوری اسلامی باید به متحد سیاسی آمریکا در منطقه بدل شود.ازچین وروسیه وکشورهای مستقل آمریکای لاتین فاصله بگیرد، درسوریه به متحد آم...ریکا وترکیه وعربستان بدل شود.درلبنان وفلسطین از جنبش مقاومت فاصله بگیرد و دریک کلام درمنطقه به نوکر بی بروبرگرد امپریالیسم آمریکا تبدیل شود.رژیمی که به مردمش تکیه نداشته باشد، برای بقایش به این خفت وخیانت تن درخواهد داد و مذاکرات ظریف که درقالب نرمش قهرمانانه تا کنون صورت گرفته است همه در جهت چانی زنی برای بقای نظام گندیده جمهوری اسلامی است ونه حقوقی برای مردم ایران.
رژیم جمهوری اسلامی که ازسر ضعف ودرماندگی وفشارهای تحریمهای اقتصادی به پای میز مذاکره با آمریکا رفته است نمی تواند مدعی پیروزی وموضع برتردرنشستهای پنج بعلاوه یک باشد. تعلیق  کامل برنامه هسته ای در اراک که میلیاردها دلار خسارت به مردم ایران وارد ساخته است نمونه ای از این سیاست "نرمش قهرمانانه" حاکمیت  است که در اثر فشار تحریمهای اقتصادی ، دیکته آمریکا را پذیرفته است. آنها از ایران یک کشور نیمه مستعمره مانند زمان شاه می خواهند. آنها کشوری می خواهند که ژاندارم منطقه شده و همدست امپریالیستها در غارت منابع انرژی منطقه و تضمین استخراج و انتقال آنها به بازارهای غرب باشد. آنها ایرانی می خواهند مخالف چین و روسیه و در زمان مناسب مخالف هند و ژاپن و شاید اروپا تا آمریکا بتواند بر گلوگاه نفت جهان دست داشته باشد و پیچ آنرا شل و سفت کند و ایران را در گزینش سیاست راهبردی خویش در اقیانوس آرام در دهه آینده در کنار خود داشته باشد و نه در کنار چین. آنها مشکلشان بر خلاف ادعاهای ایرانی های فریب خورده و یا خود فروخته غنی سازی اورانیوم نیست. مگر در زمان خاتمی دو سال این غنی سازی با خواست آمریکا به تاخیر نیفتاد؟ مگر ایران به خواست آمریکا برای امضاء پروتکل الحاقی که یک پیمان استعماری است تن در نداد؟. مگر ایران به خواست آمریکا مبنی بر عودت تفاله های اتمی نیروگاه بوشهر به روسیه تن در نداد؟. مگر ایران حاضر نشد در صورت فروش اورانیوم غنی شده 20 در صدی برای مصارف تحقیقاتی و پزشکی دانشگاه تهران از تولید آن خودداری کرده و بهای خرید آنرا به روسیه، چین، آمریکا، آرژانتین و... بپردازد و از تولیدش صرفنظر کند؟. مگر رفسنجانی با سیاست تعدیل اقتصادی و باز گذاردن دست بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در ایران و اجرای خواستهای سازمان تجارت جهانی به خصوصی سازی مالکیتهای عمومی مردم ایران دست نزد و نفت ایران را با پوشش شرکتهای خصوصی پاسدارن مافیائی خصوصی نکرده است و... پس چرا آمریکا از این "فرصتهای مناسب" برای عادی کردن روابط با ایران استفاده نکرد و نمی کند؟ آیا خنده روحانی را کم داشت؟ مگر سید خندان، خاتمی نمی خندید؟
رژیم به دروغ در رسانه های داخلی بر طبل موضع مستقل وسیاست برد برد وحتا برتری برآمریکا می کوبد تا به حواریون عقب مانده خود غذای تبلیغاتی دهد. نشست پنج بعلاوه یک ،یک نشست سیاسی واز موضع قدرت تحت رهبری امپریالیسم آمریکاست ورژیم جمهوری اسلامی را همانند رژیم صدام حسین در دام خود گرفتارساخته است.رژیمی که فاقد پشتوانه مردمیست واز ملتش بیش از اجانب می ترسد نمی تواند از موضع قدرت در قبال آمریکا سخن بگوید.همه شواهد دال برآن است که آمریکا ورژیم جمهوری اسلامی بر سر مسئله هسته ای بعنوان یک امر فنی  ونه سیاسی مدتهاس به توافق رسیده اند و رژیم دراین عرصه کاملا تسلیم شده است. حال توافق برسرمسائل سیاسی که هدف اصلی امپریالیسم آمریکا درقضیه پنج بعلاوه یک است باید در پروسه ای صورت گیرد ورژیم جمهوری اسلامی راهی جز تسلیم ندارد. تحریمهای اقتصادی بعنوان یک اهرم فشار ادامه خواهد یافت و فشارهای سیاسی وتهدیدات نظامی درکسوت مسلح کردن رژیم عربستان سعودی ومتحدینش درمنطقه وکیش دادن ارتش داعش بسوی ایران ودرگیر کردن رژیم دریک جنگ نیابتی و فرسایشی ازجمله فشارهایی است که بر رژیم اعمال گشته واو را آرام نخواهد گذاشت. چقدرساده لوحانه است هرآئینه تصور شود که رژیم جمهوری اسلامی تحت شرایطی که در بحران اقتصادی غوطه میخورد و از طغیان احتمالی مردم بستوه آمده وگرسنه ایران بشدت می ترسد وجزتکیه به سرکوب واعدام  نمی تواند حتا یکروز حکومت کند وازسراستیصال به پای میز مذاکره هسته ای با آمریکا رفته است، را پیروزدرمناقشه هسته ای قلمداد کنیم! به این می گویند دروغ سیزده 1394!
امپریالیسم آمریکا تنها به یک تغییر راهبردی تن خواهد داد و آنهم با دست عوامل مورد اعتماد خود و نه با هر جناح غیر قابل محاسبه در حاکمیت ایران. اشغال لیبی، افغانستان، عراق، تجاوز به سوریه و لبنان، تقویت تروریسم در عراق، کنار آمدن با طالبان علیه ایران، دامن زدن به خواستهای جدائی طلبانه در ایران و تقویت تروریستهای ایران در خارج ازایران دامن زدن به جنگ شیعه و سنی، تحریم اقتصادی و مالی و گرسنگی دادن به مردم ایران، پروار کردن اپوزیسیون خود فروخته ایران در خارج از کشور و دنبالچه های آنها در درون ایران برای روزمبادا... همه حاکی از سیاستی است که آمریکا برای ایران در نظر دارد.  همانطور که اشاره رفت رژیم جمهوری اسلامی که درمحاصره کامل قرارگرفته است دو راه در پیش دارد یا با خفت تسلیم امپریالیسم آمریکا شود و مورد حمله نظامی و سرکوبگر آنها قرار گیرد و تازه تضمین ندارد که آمریکائی ها همین قشر مافیائی را بر سر کار نگهدارند و یا به مردم ایران برای مقاومت در مقابل استعمار خونخوار  تکیه کند، که آنوقت باید به یک حکومت دموکراتیک تن در داده و مفسدان را محاکمه کرده به سزای اعمالشان برساند. با دست رفسنجانی، مصباح یزدی، جنتی، لاریجانی و... نمی شود رژیم را "نجات" داد فقط می شود ایران را بر باد داد و به هرج و مرج کشاند. آمریکا با "نجات" این رژیم هم موافق نیست. رژیم جمهوری اسلامی به بن بست رسیده است و به چشم خود می بیند که وضعیت سوریه و لبنان به نفع ارتجاع منطقه تغییر می کند و به داخل خاک عراق کشیده خواهد شد. این ایران است که باید در شرق و غرب خود نیز میان طالبان و القاعده ثبات خود را حفظ کند و این تنها با تکیه بر مردم و برسمیت شناختن آزادیهای دموکراتیک و مجازات جنایتکاران و مفسدان مقدور است. امری که خود این رژیم قادر به حل آن نیست و باید بدست مرم ایران حل گردد. یاپذیرش تمام خواسته های امپریالیسم آمریکا یا ادامه توسری! رژیمی که به مردمش پشت کرده راهی جز نوکری امپریالیسم را پیش روی ندارد.این تازه آغاز سحر است.
 
نقل از توفان الکترونیکی شماره 105 نشریه الکترونیکی حزب کارایران فروردین 1394
www.toufan.org